20 روش برای زندگی بهتر
 
1-روزانه ٣ نفر را مورد تحسین قرار دهید.۲- طلوع خورشید را تماشا کنید.۳- در سلام کردن پیشقدم باشید.۴- توقعات خود را کاهش دهید.۵- با همه طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند.۶- هیچ گاه از کسی ناامید نشوید زیرا معجزه غیرممکن نیست.۷- به دیگران حسادت نکنید.۸- برای کسب دانش و شهامت دعا کنید نه برای به دست آوردن مادیات. ۹- سرسخت باشید ولی مهربان.10- اسم اشخاص را فراموش نکنید.۱۱- دلرحم تر از آنچه نشان می دهید باشید.۱۲- فراموش نکنید که بزرگ ترین نیاز عاطفی انسان قدرشناسی از اوست.۱۳- به قول خود عمل کنید.۱۴- حتی هنگام ناراحتی، سعی کنید خشم خود را کنترل کنید.15- فراموش نکنید که موفقیت یک شبه به دست نمی آید.۱۶- فراموش نکنید برنده ها کاری می کنند که بازنده ها نمی کنند.۱۷- سعی کنید اولین چیزی که سر کار خود می گویید باعث شادی دیگران شود.18- شادی دیگران را خراب نکنید.۹۱- فرصت علاقه نشان دادن به نزدیکانتان را از دست ندهید.
۲۰- بعضی مطالب را پیش خود نگه دارید تا احساسات کسانی که دوستشان دارید جریحه دار نشود.
ساختن دنیای پاره شده
پدر روزنامه می خواند ، اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می شد . حوصله ی پدر سر رفت وصفحه ای از روزنامه را –که نقشه ی جهان را نمایش می داد- جدا و قطعه قطعه کرد و به پسرش گفت:
   -"بیا! کاری برایت دارم . یک نقشه ی دنیا به تو می دهم ، ببینم می توانی آن را دقیقا همان طور که هست ، بچینی؟"
و دوباره به سراغ روزنامه اش رفت؛ می دانست پسرش تمام روز گرفتار این کار است . اما یک ربع ساعت بعد، پسرک با نقشه ی کامل برگشت.
پدر با تعجب پرسید :"مادرت به تو جغرافی یاد داده؟"
پسر جواب داد:"جغرافی دیگر چیست؟ اتفاقا پشت همین صفحه ، تصویری از یک آدم بود. وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم ، دنیا را هم دوباره ساختم.

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 10:4 توسط علی |

 
 
 
چه دلپذیراست
اینکه گناهانمان پیدا نیستند
وگرنه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم
و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند
چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم
خدای رحیم ! تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس ...

فدریکو گارسیا لورکا - Federico García Lorca

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 10:0 توسط علی |

رضا ایرانمنش بستری شد

 

 

»رضا ایرانمنش ازهنرمندان متعهد کشورمان بدلیل تشدید عارضه شیمیایی روانه بیمارستان شد.

به گزارش البرزرضا ایرانمنش ازجانبازان دفاع مقدس که بدلیل قرارگرفتن درمعرض آثارمخرب بمباران شیمیایی رژیم بعث عراق سالهاست ازاین درد رنج میبرد بدلیل تشدید عارضه بیماری اش به بیمارستان آتیه تهران منتقل شد.

وی به محض ورود به بیمارستان دربخش آی سی یو بستری وهم اکنون تحت مراقبت های ویژه قراردارد.

پزشکان دستورات متفاوتی نسبت به گذشته برای وی صادرکرده وگفته اندحال عمومی این هنرمند کشورمان روبه بهبودی است .

دکل ,مهاجر,سجاده آتش ,آخرین شناسایی و روژان ازجمله آثارهنری این بازیگرسینما وتلویزیون به شمارمیرود.

روژان که آخرین کارتلویزیونی ایرانمنش به حساب میآید هم اکنون آماده وبرای پخش دراختیارشبکه اول قرارداده شده است .

ایرانمنش پیش ازاین ازبچه های دفاع مقدس  بدلیل بی توجهی به همرزمانشان گله کرده گفت : من از بچه های دفاع مقدس گله دارم که در سه سال گذشته هیچ توجهی به همرزمانشان نکردند.

+ نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 9:46 توسط علی |

سایت عراقی «نهرین» از فتوای برخی مفتیان سعودی برای انهدام ضریح مبارک امام حسین(ع) و زینب کبری(س) خبر داد.
سایت عراقی «نهرین» از فتوای برخی مفتیان سعودی برای انهدام ضریح مبارک امام حسین(ع) و زینب کبری(س) خبر داد.

به گزارش «بازتاب»، این سایت با اشاره به شادی برخی گروه‌های سلفی از دو تعرض پیاپی به حرم عسکریين(ع) نوشت: به تازگي شهرهای عربستان سعودی شاهد نسخه‌هایی از فتاوای علمای وهابی و توزیع آنها بوده‌اند که خواستار انهدام ضریح‌ها و قبور شده و از آنها به عنوان نشانه شرک و بت‌پرستی یاد كرده‌اند!

این گزارش می‌افزاید: به ویژه پس از بروز شادی از انفجار مرقد سامرا برای بار دوم و ردوبدل کردن تبریک و تهنیت و دعا برای مجرمان این عملیات تروریستی، آنها می‌پندارند که می‌توانند به باور خود، «نمادهای شرک! از بلاد مسلمانان» را از بین ببرند.

بر پایه اخبار نقل شده در منطقه شرقی سعودی، یکی از تحرکات جدید علمای وهابی، تحریک برای نابودی بقیه ضریح‌ها در عراق، به ویژه ضریح سیدالشهداست که به قول آنها سرسلسله ضریح‌های شرک! در عراق و جهان است؛ حال آنکه حسین(ع) از شرک رافضی‌ها دور است!

از همین رو، طلاب مدرسه «محمد بن سعود» طی دو ماه گذشته و یک هفته پس از انفجار مرقد سامرا، تشکیل گروهی از طلاب داوطلب برای ترویج این فتاوا در تعطیلات تابستان را آغاز کرده‌اند.
به گفته طلاب این مدرسه، گروهی از علمای وهابی انهدام بقیه ضریح‌ها در عراق و به ویژه کربلا را تشویق می‌کنند و بر تلاش برای نابودی آثار شرک از سرزمین‌های مسلمانان و به ویژه در عراق تأکید دارند.

شيخ عبدالرحمن براك، شيخ ممدوح الحربي، دكتر ناصر العمر، ابن جبرين، دكتر سفر الحوالي، همچنین مفتي وهابي كويتي حامد العلي، از جمله مفتیانی هستند که چنین فتاوایی صادر کرده‌اند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 1:15 توسط علی |

 
خدا می داند،ولی........................
آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه
 می شود تقلب کرد ونه می شود سرکسی
 را کلاه گذاشت.
آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش
 از جلسه امتحان هم کوچکتر بود.
 
آنروز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال
 سختی بود ،سوالی که بیش از یک بار
نمی توان به آن پاسخ داد.
 
خدا کند آنروز که آخرین زنگ دنیا می خورد،
روی تخته سیاه قیامت اسم ما را جزء خوبها
 بنویسند.
 
خدا کند حواسمان بوده باشد وزنگهای تفریح
 آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات
 یادمان رفته باشد.
 
خدا کند که دفتر زندگیمان را جلد کرده باشیم
 وبدانیم دنیا چرک نویسی بیش نیست.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 13:24 توسط علی |


دانستن نکات زیر درباره استفاده بهینه از رنگ‌ها خالی از فایده نخواهد بود
 
برای لاغر شدن ، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید. رنگ آبی اشتها را کم می‌کند

 اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید. رنگ سبز
آرامبخش است و فشار خون را کاهش می‌دهد 
 
اگر بی‌حال و حوصله هستید، رنگ نارنجی را انتخاب کنید، هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار
نارنجی استفاده کنید، رنگ نارنجی بی‌حالی شما را از بین می‌برد
 
اگر از کم خونی رنج می‌برید، میوه‌های قرمز رنگ مانند گیلاس ، توت فرنگی و گوشت قرمز مصرف
کنید
 
افراد افسرده لباس زرد رنگ بپوشند. غذاهای زرد بخورند و رنگ زرد را اطراف خود بجویند. رنگ
زرد سطح انرژی را بالا برده و مانع افسردگی می‌شود 
 
اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را به رنگ بنفش درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش
استفاده کنید. رنگ بنفش آرامش دهنده و خواب‌آور است 
 
اگر مشکلی پیش روی شماست، از رنگ نیلی استفاده کنید، رنگ نیلی کمک می‌کند تا بهتر بیندیشید

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 13:21 توسط علی |

 

 

 

این دستها ی مادرانه ؟چه زمخت روی صورت نوزادش خواهد نشست  

 

 

مادر /دختر/همسایه و.......راستی یادمان باشد آخرهفته بریم درکه کمی بگردیم  

دلبندم گریه نکن من با همین دستهای پرتاولم همانطور که چرختو خریدم واست یک عروسک قشنگ .....................  

نگاه.........................  

محیط گرم خانواده .....................  

 

 

گامهای تربیت یا سازندگی ؟...........  

اینهمه کار دست خودمه میخوام با پولاش شوهر بیمارمو درومون کنم  

 

 

خشت/ هنر/لطافت زنانه ..............
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 9:51 توسط علی |

آقامحمدی:گفتگو نباید وسیله ‌تداوم ‌دشنمی باشد

آفتاب: «علی آقامحمدی» سخنگوی سابق شورای عالی امنیت ملی درباره دستاوردهای دور اول مذاکرات ایران و آمریکا و ضرورت آغاز دور دوم این مذاکرات می‌گوید «دور اول مذاکرات ایران و آمریکا بیشتر در راستای پیدا کردن زمینه‌های گفت‌وگو و مشخص کردن این که آیا آمریکا به دنبال مذاکره سازنده است یا تخریب انجام گرفت.»

این دیپلمات ارشد و کارشناس مسائل عراق در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب افزود: در حال حاضر آمریکا در تمام حوزه‌های منافع حیاتی ایران در حال دشمنی کاملا فعال با ایران است بنابراین، در چنین شرایطی باید با احتیاط با موضوعات مورد گفت‌وگو برخورد کرد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: در چنین شرایطی باید مراقبت کنیم مذاکره وسیله‌ای برای تداوم و گسترش دشمنی نباشد.

وی در عین حال خاطرنشان کرد: مذاکرات دور اول، حداقل‌هایی را نشان داد و هنوز ایران دلایل قاطعی پیدا نکرده که آمریکا از این گفت‌وگوها هدف تخریب ایران را دارد.

رئیس کمیته اطلاع‌رسانی شورای عالی امنیت ملی اضافه کرد: بنابراین، با توجه به این که ایران در دور اول مذاکرات به این نتیجه نرسید که آمریکا به دنبال تخریب ایران است، انجام دور دوم از سوی ایران ممنوعیتی ندارد.

آقامحمدی در عین حال دو شرط را برای انجام دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا عنوان کرد و افزود: شرط اول، درخواست رسمی دولت عراق است که این امر حاصل است و شرط دوم این است که آمریکا باید به طور رسمی و مکتوب از طریق کانال‌های رسمی خود در تهران درخواست مذاکره کند.

وی درباره دستاوردهای دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا گفت: در حال حاضر نمی‌توان در مورد مذاکرات پیش‌بینی خاصی ارائه کرد و باید دید دور دوم چه اندازه افق روشنی را نشان خواهد داد.

آقامحمدی اضافه کرد: اگر دور دوم مذاکرات افق روشنی را برای ادامه مذاکرات نشان دهد، می‌توان انتظار داشت در دورهای بعدی پیشرفت بیشتری را شاهد باشیم.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در پایان خاطرنشان کرد: گفت‌وگوهای ایران و آمریکا برای آب شدن یخ‌های اتهام‌هایی است که آمریکا در مورد عراق به ایران وارد کرده و اگر آمریکا رفتار خود را تغییر دهد، می‌توان به ادامه این مذاکرات امیدوار بود.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 9:48 توسط علی |

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 9:46 توسط علی |

 
دختر پانزده‌ ساله‌ يک‌ خواننده‌ زن‌ معروف‌ لبناني‌ برخلاف‌ رويه‌ مادرش‌ حجاب‌ اسلامي‌ را برگزيد‌.


نشريه‌ اينترنتي‌ سيريا لايف‌ نوشت:‌ زينب‌ دختر «هيفاء وهبي»‌ خواننده‌ عرب‌ در نه‌ سالگي‌ ضمن‌ ابراز انزجار از روش‌ زندگي‌ مادرش‌ به‌ پيروي‌ از دستورات‌ خداوند همت‌ گمارد‌.
زينب‌ به‌ مطبوعات‌ گفته‌ است‌ ستاره‌ بودن‌ مادرم‌ که‌ همراه‌ با گناه‌ است‌ ‌ براي‌ من‌ هيج‌ ارزشي‌ ندارد‌.
نشريه‌ الکترونيکي‌ سيريا لايف‌ امروز با انتشار عکسي‌ از زينب‌ محجبه‌ افزود: اين‌ دختر‌ اکنون‌ به‌ همراه‌ مادر بزرگش‌ در کويت‌ زندگي‌ مي‌ کند و در نه‌ سال‌ گذشته‌ با مادرش‌ ديداري‌ نداشته‌ است‌‌.
هيفاء وهبي‌ مادر زينب‌ هميشه‌ در مصاحبه‌ هاي‌ خود از پاسخ‌ به‌ پرسش‌ درباره‌ دخترش‌ خودداري‌ مي‌ کند و يک‌ بار در اين‌ باره‌ در جلوي‌ دوربين‌ به‌ شدت‌ گريه‌ کرد‌.
خانواده‌ وهبي‌ از خانواده‌ هاي‌ معروف‌ شيعه‌ در جنوب‌ لبنان‌ است‌ و برادر هيفائ از رزمندگان‌ مقاومت‌ حزب‌ الله‌ بود که‌ در مقابله‌ با‌ صهيونيست ها‌ در سال‌ ‌1983‌ ميلادي‌ به‌ شهادت‌ رسيد‌.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 1:27 توسط علی |

یک هفته نامه آمریکایی در تحلیلی ، به دشواری های فراروی باراک اوباما کاندیدای آفریقایی تبار انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 آمریکا برای رقابت با هیلاری کلینتون دیگر کاندیدای این انتخابات پرداخت.‌
هفته‌ نامه‌آمریکایی «تايم»‌ در تحلیلی پیرامون‌ رقابت‌ هاي‌ انتخاباتي‌ نامزدهاي‌ رياست‌ جمهوري‌ سال آينده‌ امريکا نوشت:‌ « هر چند اوضاع‌ ممکن‌ است‌ تغيير کند ولي‌ از هم‌ اکنون‌ نامزدهاي‌ برتر رياست‌ جمهوري‌ رقابت‌ هاي‌ انتخاباتي‌ آينده‌ امريکا به‌ خوبي‌ خود را نشان‌ مي‌ دهند و مي‌ توان‌ گفت‌ که‌ رئيس‌ جمهور آينده‌ امريکا يک‌ زن‌ يا يک‌ سياه‌ پوست‌ آفريقايي - آمريکايي‌ است‌. هر چند آمريکا نخستين‌ کشوري‌ نيست‌ که‌ يک‌ زن‌ يا يک‌ عضو از گروه‌ اقليت‌ را به‌ رياست‌ جمهوري‌ انتخاب‌ مي‌ کند و آمريکا از اين‌ نظر نيز از ساير کشورهاي‌ جهان‌ عقب‌ است‌‌. ديزائيلي‌ که‌ يک‌ يهودي‌ بود در قرن‌ 19 نخست‌ وزير انگليس‌ شد اما بايد گفت‌ رياست‌ جمهوري‌ در آمريکا چيزي‌ ديگر و مقوله‌ اي‌ کاملا" متفاوت‌ است‌ زيرا در ساير کشورها به‌ رئيس‌ جمهور يا بالاترين‌ مقام‌ اين‌ اختيار داده‌ نمي‌ شود که‌ با فشار يک‌ دکمه‌ جهان‌ را نابود کند‌.»

اين‌ هفته‌ نامه‌ چاپ‌ آمريکا در ادامه می نویسد:«‌ پيش‌ از نامزدي‌ اوباما ‌، هيلاري‌ کلينتون‌ تجسم‌ موفقيت‌ در ایالات متحده بود و اين‌ ايده‌ اي‌ قديمي‌ است‌ که‌ در آمريکا هر کسي‌ مي‌ تواند رئيس‌ جمهور شود . امسال‌ پس‌ از 230 سال‌ حکومت‌ جمهوري‌ ما مي‌ توانيم‌ هر چیزی‌ را به‌ سادگي‌ معني‌ کنيم‌ و به‌ علت‌ شکنجه‌ ها و رنج‌ تاريخي‌ نژادي‌ ‌، انتخاب‌ يک‌ سياه‌ پوست‌ حتي‌ از انتخاب‌ يک‌ زن‌ هم‌ معني‌ دارتر است‌ و به‌ عکس‌ کلينتون‌ که‌ در مبارزات‌ خود گفته‌ بود اينک‌ وقت‌ انتخاب‌ يک‌ زن‌ به‌ رياست‌ جمهوري‌ آمريکا است‌؛‌ اوباما گفت ،‌ اينک‌ وقت‌ پيشرفت‌ به‌ جلو است‌ و همه‌ مفهوم‌ حرف‌ او را فهميدند‌.»
هفته‌ نامه‌ تايم‌ تصريح‌ کرد:« به‌ علاوه‌ شيوه‌ شگفت‌ انگيز اوباما در جمع آوري‌ کمک‌ هاي‌ مالي‌ انتخاباتي‌ نه‌ تنها از نظر ميزان‌ کمک‌ جمع آوري‌ شده‌ بلکه‌ از نظر تعداد افرادي‌ که‌ به‌ مبارزات‌ انتخاباتي‌ او کمک‌ کرده‌ بودند جالب‌ توجه‌ بود. مضافا" اين‌ که‌ او بسيار خوب‌ حرف‌ مي‌ زند و کسي‌ که‌ در سال‌ 2009رئيس‌ جمهور مي‌ شود بايد خرابکاري‌ هاي‌ بوش‌ را ترميم‌ کند. از جنگ‌ عراق‌ گرفته‌ تا گردن‌ کلفتي‌ هايي‌ که‌ به‌ چهره‌ آمريکا در نزد ساير ملت‌ ها به‌ شدت‌ لطمه‌ زده‌ است‌‌.»
اين‌ هفته‌ نامه‌ افزود :« مردم‌ با رئيس‌ جمهوري‌ که‌ اسم‌ دوم‌ اش‌ «حسين»‌ است‌ و پدرش‌ در کنيا به‌ دنيا آمده‌ است‌(اوباما) ممکن‌ است‌ مشکل‌ داشته‌ باشند اما مهم‌ اين‌ است‌ که‌ خود او کيست‌؟ کسي‌ که‌ صرف‌ نظر از جنس‌ و نژاد ، مهم‌ ترين‌ شغل‌ دنيا را اشغال‌ خواهد کرد. البته‌ اوباما با تمامي‌ شايستگي‌ هايش‌ براي‌ رياست‌ جمهوري‌ واجد شرايط است‌ اما بايد گفت‌ يک‌ رئيس‌ جمهور به‌ شکلي‌ غيرقابل‌ اجتناب‌ يک‌ سمبل‌ است‌ و نامزد رياست‌ جمهوري‌ آمريکا بايد داراي‌ تمامي‌ کيفيت‌ هاي‌ لازم‌ باشد که‌ جنس‌ و نژاد او را نيز شامل‌ مي‌ شود‌.»

هفته‌ نامه‌ تايم‌ تصريح‌ کرد:« بنابراين‌ جنسيت‌ و نژاد در چالش‌ دشواري‌ که‌ براي‌ يک‌ سياه‌ يا يک‌ زن‌ که‌ خواستار رياست‌ جمهوري‌ است‌ تاثيرگذار خواهد بود و تنها تاثير سم‌ پراکني‌ هاي‌ بوش‌ غيرمحبوب‌ است‌ که‌ يک‌ زن‌ يا يک‌ سياه‌ پوست‌ احتمالي‌ براي‌ انتخاب‌ به‌ عنوان‌ رياست‌ جمهوري‌ پيدا مي‌ کنند اما اين‌ نامزدها بايد خود را از طرق‌ متعارف‌ به‌ اثبات‌ برسانند. با اين‌ حال‌ ان‌ ها به‌ علت‌ جنسيت‌ يا نژادشان‌ اراي‌ بسياري‌ را از دست‌ خواهند داد.‌»
گفتنی است باراک حسین اوباما (متولد ۴ اوت ۱۹۶۱) یکی از سناتور‌های دمکرات آمریکا است که در سال ۱۹۹۷ به عنوان سناتور ایالت ایلینوز انتخاب شد. او که تبار آفریقایی دارد از سال ۲۰۰۳ با برپایی کمپین انتخاباتی برای ریاست جمهوری، خود را به عنوان کاندیدای حزب دمکرات و به عنوان یک چهره سیاسی ملی در آمریکا شناساند. او از زمان کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۸ امریکا، پایان دادن به جنگ عراق را مطرح کرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 1:26 توسط علی |

 

 

 

»مناسبتها بهانه ای است برای بازگشت به حقایقی که گاها آنها را نادیده گرفته وبه سادگی ازکنارآن میگذریم .

24تیرماه سالروزتولد مقام معظم رهبری بهانه ای دوباره شد تا به 24خاطره کوچک ازساده زیستی مقام معظم رهبری مراجعه نمائیم تا ضمن یادآوری به مدیران واداره کنندگان کشورگوشزدی برای خودمان باشد که هرازچندگاهی چه میگوئیم وچه میکنیم .

24خاطره زیرهمگی اززبان شخصیتهای مهم کشوربیان شده که گاها برای استناد نام این اشخاص درکنارخاطره بیان میشود.

بیان خاطرات قبلی درمطالب گذشته مورداستقبال گسترده ای قرارگرفته وخوانندگان گرامی تقاضای بیان حقایق بیشتری اززندگی ومدیریتهای ایشان شدند که نمونه های زیربدین منظورمنتشرمیشود:

جهیزیه همسر آقا

خدای متعال برای ما رهبرانی  قرار داده که با زندگی ساده خود برای ما الگو بوده اند .یکی از آنان حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) بود  . پس از وی حضرت آیت الله خامنه ای نیز چون اوست  . ایشان   می فرمودند که :

« من وقتی ازدواج کردم همسرم از پدرش ، که فرش فروش بوده ، فرشی به عنوان جهیزیه به همراه داشته است که هنوز نیز، با وجود فرسودگی آن ، در منزل ما از آن استفاده می شود و بجز آن ، قالی دیگری در منزل نداریم . چند مرتبه اخوالزوجه ها گفته اند که این قالی نخ نما شده و خواسته اند که آن را عوض کند ولی من اجازه نداده ام  .

 اصلا در طول زندگی خود ، نه قالیچه ای خریده ام و نه فرشی به خانه اضافه کرده ام ، حتی آنها را تبدیل به احسن نیز نکرده ام  . من در طول این دوران یک مرتبه گوشت تازه نخریده ام ، کوپن گوشت سردی که همه مردم از آن استفاده می کردند ما نیز از آ ن استفاده می کردیم ، مگر آنکه گوشت نذری می آوردند . سایر مایحتاج زندگی مثل پنیر، نفت و کره نیز به همین صورت تهیه می شود ».

این زندگی رهبر ماست که در بالاترین مقامات این کشور قرار دارد و در طول زندگی خود، زندان، شکنجه ، تبعید و بسیاری گرفتاریهای دیگر را به جان خریده و برای خدمت به اسلام به عنوان فردی شایسته مشغول انجام وظیفه است .

تاثیرآقا روی یک کاسب

شب بود كه متوجه ايستادن يك پيكان شديم. يكي از اهالي فرياد زد براي سلامتي آقا صلوات بفرستيد ما كه در مغازه حضور داشتيم از روي كنجكاوي بيرون آمديم متوجه شديم مقام معظم رهبري از آن ماشين پياده شدند. دور آقا را گرفتيم، ايشان پس از سلام و احوال پرسي تشريف آوردند و در مغازه نشستند. آقا پس از گوش دادن به درد دل صاحب مغازه و يكي دو نفر از دوستان فرمودند كه ما براي ديدار خانواده شهيدي آمده ايم.

خداحافظي كردند و تشريف بردند. صاحب مغازه كه چندان مذهبي نبود و حتي گاه و بي گاه در مورد آقا حرفهايي مي زد، باورش نمي شد كه آقا به مغازه ايشان بيايند، بعدها متوجه شديم آمدن آقا به مغازه ايشان موضوعيتي داشته و اين عمل، صاحب مغازه را از رفتار خود پشيمان كرده است و امروز يكي از علاقه مندان واقعي آقا مي باشد .

بدهی آقابه قاری قرآن

جواد سادات فاطمی از قاريان قرآن میگوید: قبل از انقلاب من سيزده ساله بودم كه از طرف اداره اوقاف در مسابقات سراسري قرائت قرآن مشهد شركت كردم

. در افتتاحيه مسابقات يكي از داوران از من خواست تا قرآن بخوانم .( من به علت اين كه جلسات از طرف دستگاه شاهنشاهي بود) نپذيرفتم. او اصرار كرد و من باز جواب رد دادم.

در كنار من پيرمرد تاجري بود كه مرا مي شناخت. به من گفت: جواد چرا نمي روي قرآن بخواني؟ من گفتم نمي خوانم. گفت: اگر بروي پنجاه تومان به تو خواهم داد، گفتم: نمي روم. گفت: اگر بروي صد تومان مي دهم، گفتم: نمي روم. گفت دويست تومان مي دهم، گفتم: حتي اگر 500 تومان هم به من بدهي، قرآن نخواهم خواند . بعدها پيرمرد جريان را براي پدرم نقل كرده بود .

 روزي خدمت حضرت آيت الله خامنه اي بودم همين كه آقا مشغول صحبت بودند، يك دفعه صحبتشان را قطع كردند و فرمودند:  من يك بدهي به جواد آقا دارم و پانصد تومان از جيب خود در آوردند به من دادند. من متعجب ماندم.  

آقا فرمودند:  خودت هم نمي داني براي چه به تو بدهكارم!؟ ما هميشه به خاطر قرآن خواندن شما جايزه مي داديم ولي اين بار به خاطر قرآن نخواندنت به شما هديه مي دهيم. بعدها فهميدم كه جريان فرآن نخواندن مرا پدرم براي ايشان نقل كرده بود

 

اشراف آقا به موسیقی

حجت الاسلام پايندهاز اساتيد دانشگاه درملاقاتي كه موسيقي دانان و خواننده ها با مقام معظم رهبري داشتند، ايشان مفصّل در مورد انواع موسيقي، ابعاد موسيقي، شكل ها و رديف هاي آوازي صحبت كردند.

آقاي دكتر لاريجاني تعريف مي كرد: زماني كه سخنراني تمام شد، تمام صاحب نظراني كه حضور داشتند حتي اشخاصي كه خود صاحب سبك مي باشند از اطلاعات وسيع ايشان، متحيّر مانده بودند             .

 

هدیه ازآقا

دیدار با اندیشمندان و علمای کشورهای اسلامی شرکت کننده در نوزدهمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی

هنگامي كه سيد احمد صابونچي امام جمعه حسينيه اهل بيت اكراين خدمت مقام معظم رهبري رسيد، به نشانه تبرك از ايشان درخواست كرد تا چفيه‌شان را به يادگار داشته باشد كه مقام معظم رهبري نيز چفيه خود را به ايشان هديه كردند. امام جمعه حسينيه اهل بيت اكراين پس از گرفتن هديه  گفت: در علم ثابت شده كه اجسام متأثر از افراد هستند و اينها خرافات نيست؛ چرا كه ما حتي در قرآن داريم كه پيراهن حضرت يوسف شفابخش چشمان حضرت يعقوب شد.

وزیریاکاسب ؟!

 

يكي از وزرا انواع و اقسام سنگ هاي گران قيمت كشور را در نماي وزارتخانه اش به كار برده بود.من او را خواستم و به او گفتم: شما چرا اين كار را كردي؟ او گفت: مسافران خارجي وقتي به وزارتخانه مي آيند و سنگ ها جلو چشمشان قرار مي گيرد، باعث جذب مشتري مي شود!

گفتم: شما را به خدا آيا اين منطق قابل قبول است؟! اين همه خرج كنيم براي اينكه مشتري پيدا كنيم؟! شما مي توانيد در سالن اصلي وزارتخانه انواع و اقسام سنگ هايتان را به شكل خيلي بديع و زيبا به نمايش بگذاريد، هر مهماني كه آمد، به عنوان اداي احترام، او را به آن جا ببريد تا سنگ ها را تماشا كند، هم تماشا و هم جذب مشتري است. اين كارها بهانه اي است براي تجمل سازي و اصلاً مناسب نيست.

برخورد بامتخلف

حجت الاسلام نيازی تعریف میکند : يكي از مسئولان نظامي دستور تصرف مكاني را صادر كرده بود. گرچه حق با او بود، اما شيوه اقدام قانوني نبود. سازمان قضايي نيروهاي مسلح گزارش حادثه را تنظيم و خدمت مقام معظم رهبري ارسال كرد. ايشان در زير آن گزارش، مرقوم فرمودند: با متخلف برخورد كنيد ولو پسر من باشد.

آخرین سفرخارجی

آخرين سفر خارجي مقام معظم رهبري در دوران رياست جمهوري، سفر به كشور چين بود. قبل از نشستن هواپيما در فرودگاه پكن، خبر دادند كه رهبر چين به شدت مريض است و امكان ملاقات او با حضرت آيت الله خامنه اي وجود ندارد.آيت الله خامنه اي نيز تصميم گرفتند متقابلاً يكي دو ملاقات تنظيم شده را لغو كنند، چون ملاقات با رهبر چين بسيار مهم بود و مي بايست انجام پذيرد.

نزديك ساعت 6عصر، وقت ملاقات با نخست وزير چين بود و آقا فرمودند: من به اين ملاقات نمي روم! براي من به عنوان يك سفير، اين خبر بسيار تلخ بود. نگران بودم كه چه اتفاقي رخ خواهد داد. ما موضوع را به اطلاع چيني ها رسانديم.ساعت مقرر فرا رسيد. همه افراد آماده مذاكره بودند. خبرنگارها ايستاده بودند، اما از ورود هيأت ايراني خبري نشد! خبرنگارها مخابره كردند كه در رابطه ايران و چين مشكل جدي ايجاد شده است. مدتي گذشت، ساعت6/5 عصر، نخست وزير چين از محل كنگره خلق به محل اقامت  رئيس جمهور ايران آمد واز همان دور، با صداي بلند گفت: كوچكتر به ديدار بزگتر آمده است! بعد وارد اتاق شد.

حدود يك ربع با آقا صحبت كرد و گفت: ما نهايت احترام به مهمان را، به خصوص شخصيتي مثل جناب عالي، وظيفه خود مي دانيم. مشكل بيماري رهبر چين جدي است و پزشكان ايشان را ممنوع الملاقات كرده اند. با اين حال، ما موضوع ملاقات را بررسي مي كنيم تا حل شود. با توجه به وعده نخست وزير چين، آيت الله خامنه اي پذيرفتند كه در جلسه شركت كنند و با يك ساعت تأخير در كنگره حاضر شدند و مذاكره انجام شد. روز بعد به آقا گفته شد: با توجه به نامساعد بودن حال رهبر چين، فقط ده دقيقه ملاقات صورت بگيرد كه ملاقات در بيست دقيقه انجام شد  .

نامه اورژانسی

دکتروحیدی ازپژشکان قم میگوید : سال 1374 خانمي با كودك خردسالش به مطب من مراجعه كرد. هر دوي آنان بيماري سل داشتند .ناراحتي خانم به قدري بود كه از حلقوم او خون بيرون مي آمد.  آن ها را معاينه كردم و برايشان نسخه اي نوشتم. چون نسخه را به دست آن خانم دادم، با كمال نااميدي اظهار داشت : نسخه قبلي شما را هم دارم!  من يك بار ديگر هم به شما مراجعه كرده ام و به علت ناتواني مالي، قدرت تهيه دارو را ندارم !

 وي در ادامه ابراز داشت:  من چهار فرزند دارم كه همگي - به جز يك دختر ده ساله-  همين بيماري را دارند، همسرم نيز فلج و خانه نشين است و تنها نان آور خانه همان دختر ده ساله است كه با قالي بافي مبلغ اندكي به دست مي آورد و اين مقدار، تنها هزينه خريد نان ماست! من بعد از شنيدن درد دل اين خانم به او گفتم: موضوع را با دوستانم در ميان مي گذارم تا چاره اي بينديشيم و مشكل شما را حل كنيم .

 آن خانم از مطب من خارج شد و من هم چنان در فكر چاره جويي بودم. پس از مدتي ديدم دوباره به من مراجعه كرد. اما اين بار با دفعه قبل خيلي تفاوت داشت و از خوشحالي در پوست خود نمي گنجيد . با شادي تمام به من گفت: ديگر نيازي به تلاش شما نيست!  علت را پرسيدم، در جوابم گفت: وقتي كه به منزل رسيدم هيأتي به خانه ما آمدند و وضعيت ما را بررسي كردند. قرار شد همه ما را براي درمان به بيمارستان ببرند!

گفتم: اين هيأت از سوي چه كسي آمده بودند؟ گفت : از سوي مقام معظم رهبري ! گفتم : چگونه از موضوع باخبر شده بودند؟ گفت : وقتي كه مقام معظم رهبري به قم تشريف آوردند، من ماجراي زندگيم را طي نامه اي خدمت ايشان توضيح دادم . نامه من به دست مسئولين امر سپرده شد . تمامي نامه ها را بررسي كردند، نامه افراد اورژانسي در اولويت قرار گرفت و من نيز چون چنين وضعي داشتم، مورد لطف آقا قرار گرفتم.

آقای دکتر,داریم فامیل میشویم

دکترحداد عادل تعریف میکند: چند روز پس از خواستگاري خانواده بزرگوار حضرت آيت الله خامنه اي از دختر بنده، خدمت مقام معظم رهبري رسيدم. ايشان فرمودند: آقاي دكتراگر خدا بخواهد با هم خويشاوند مي شويم . عرض كردم چطور؟ فرمودند: آقا مجتبي و دختر خانم شما ظاهراً يكديگر را پسنديده اند و در گفتگو به نتيجه رسيده اند. حالا نظر شما چيست؟ عرض كردم: آقا اختيار ما هم دست شماست!

آقا فرمودند: شما و همسرتان استاد دانشگاه هستيد و زندگي شما با زندگي ما متفاوت است. تمام زندگي ما غير از كتاب هايم، يك وانت لوازم كهنه است. خانه ما هم دو اتاق اندروني دارد و يك اتاق بيروني كه مسئولان مي آيند و با من ديدار مي كنند. من پولي براي خريد خانه ندارم. خانه اي اجاره كرده ايم كه قرار است، در يك طبقه آن آقا مصطفي و در طبقه ديگر آقا مجتبي زندگي كنند. ما زندگي معمولي داريم و شما زندگي خوبي داريد، مثل ما زندگي نكرده ايد. آيا دختر شما حاضر است با اين وجود زندگي كند؟! زيبايي و دقت سخن رهبر معظم انقلاب براي من بسيار جالب بود. موضوع را به دخترم گفتم و او با روي باز استقبال كرد 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 0:47 توسط علی |


دولت ایران در مدت یك و نیم قرن حاد شدن مسأله بحرین (‌1820 -1970 )‌و دخالت و سلطه انگلستان بر آن جزیره،‌ هیچگاه جدایی بحرین از خاك ایران را نپذیرفت ولی در عین حال قدرت انجام عمل حادی علیه انگلیس را نیز نداشت

مجمع الجزایر بحرین از قدیم الایام بخشی از امپراتوری ایران پیش از اسلام بوده است،‌ولی اعراب ساكن آن جزیره به علت دوری از شعاع عمل حكومت و نیروهای مركزی ایران به طور مكرر مشكلات و دردسرهای زیادی برای حكومت مركزی ایران ایجاد می‌كرد؛‌ بنابراین منطقه خلیج فارس را توأم با اغتشاش و آشوب و راهزنی ساخته بودند. تا اینكه شاپور دوم پادشاه ساسانی ( ملقب به شاپور بزرگ و ذوالكتاف ،‌309-337 م) با قوای كامل و كشتیهای متعدد جنگی به بحرین لشكركشی كرد و شورشیها را با شدت عمل سركوب كرد. به نحوی كه تا زمان سقوط دولت ساسانی به دست اعراب ( 651م.)‌ آرامش كاملی در آنجا برقرار بود. عربها بعد از اسلام تشكیلات اداری سرزمینهای فتح شده را تغییر نمی‌دادند؛‌ زیرا تشكیلات اداری كه جانشین آن كنند نداشتند به جای آن،‌ از مرد م آن سرزمینها كه آنها دارای تمدن و فرهنگی درخشان و بعضا بالاتر از تمدن اعراب بودند برای ایجاد و اداره تشكیلات اداری – اسلامی استفاده می‌نمودند و این روش به آنان كمك شایانی می‌كرد.
بحرین از آغاز تشكیل امپراتوری اسلامی و بویژه در عصر بنی امیه ،‌از مركزیتی ویژه در حركتهای سیاسی و برخوردهای عقیدتی در منطقه خلیج فارس برخوردار شد. در سال 72 ه. ق (‌691 م . )‌ گروهی از خوارج به رهبری "‌ ابوفدك "‌ قیام بزرگی علیه حكومت اموی بر پا كردند و بحرین را از تابعیت خلفای اموی خارج ساختند فردی به نام "‌ مسعود بن ابی زینب عبدی "‌ در سال 105 ق . با اخراج والی اموی حدود بیست سال بر این مجمع الجزایر حكومت مستقل داست. در سال 151 والی بحرین ضد حكومت خلفا قیام كرد. حدود صد سال بعد قیام بردگان و سیاهپوستان منطقه به رهبری فردی ملقب به "‌ صاحب الزنج "‌ تمامی خلیج فارس را تحت تأثیر قرار داد. به دنبال آن گروهی دیگر به رهبری فردی ایرانی به نام "‌ ابوسعید بهرام جنابی "‌ (‌یا گناوه‌)‌ علیه حكومت خلفا قیام كردند و یك جنبش آزادیخواهی را در منطقه گستراندند این جنبش كه قیام ابوسعیدی یا قرمطی ( ابوسعید از پیروان حمدان قرمطی بود )‌نام گرفت،‌ از سواحل ایرن آغاز شد و ابوسعید با رفتن به بحرین آنجا را كانون مناسبی برای تحرك یافت .
پس از حمله اعراب به ایران و اشغال این كشور ،‌ بحرین كماكان جزء ایران اسلامی باقی ماند.و تا قبل از قدرت رسیدن سلسله صفویه - كه پس از مدتهای طولانی ایران مجددا دارای یك حكومت واحد و متمركز شد- سرزمین ایران شاهد حكومتهای غیر متمركز و محلی متعددی بود كه همواره در رقابت قدرت و جنگ و نزاع با یكدیگر بودند ،‌ بویژه اینكه ،‌حمله وحشیانه و گسترده مغولها به ایران نیز (‌در سال 1220 م. )‌همه چیز را بكلی دگرگون و آشفته ساخت ؛ ولی باید اشاره كرد كه بحرین همواره قسمتی از حكومتهای متشكل محلی در بخشهای جنوبی ایران محسوب می‌شد.
تا اینكه در اوایل قرن شانزده میلادی با هجوم استعمار پرتغال به منطقه اقیانوس هند و خلیج فارس (‌در سال 1506) ،‌ بسیاری از نقاط استراتژیك منطقه و از جمله جزیره هرمز و مجمع‌الجزایر بحرین نیز (‌ در سال 1521) به تصرف و اشغال آنها در آمد. پس از گذشت حدود یك قرن از اشغال پرتغالیها،‌ شاه‌عباس در سال 1602 با لشكركشی به بحرین آنجا را از تصرف اشغالگران خارجی آزاد كرد و مجددا به ایران ملحق شد . پس از آن ،‌مجمع الجزایر بحرین مدت 180 سال در اختیار و تحت نظر كامل حكومت ایران بود. سپس ،‌ در سال 1783 (‌یا 1782 ) " شیخ احمد بن خلیفه "‌ از قبیله "‌بنی عتبه "‌ و از خاندان "‌خلیفه "‌ كه از منطقه نجد در مركز عربستان به كویت مهاجرت كرده بود )‌ به این سرزمین حمله و پس از شكست سربازان ایرانی بر آن استیلا یافت . از آن پس،‌ حكومت بحرین با حمایت همه جانبه سیاسی – استعماری انگلستان در اختیار اعضای خاندان "‌ خلیفه "‌ ( آل خلیفه )‌ قرار گرفت.
باید به این نكته مهم اشاره كرد كه وضعیت و ثبات حكومتها در ایران همواره مستقیما در اوضاع سیاسی و سرنوشت بحرین نیز تأثیر گذار بوده است،‌ چنانكه مثلا پس از فوت شاه عباس اول – پادشاه قدرتمند صفوی - ،‌ و ضعف جانشینان او ، راهزنان دریایی عرب تبار مستقر در بحرین نیز شروع به دست‌اندزی به خلیج فارس و مناطق اطراف آن كردند و در واقع تا مدتی اثری از حاكمیت ایران بر بحرین باقی نماند. در خلال این مدت نیز استعمار كهنه و قدرتمند انلیس در رقابت با قدرتهای استعماری دیگر در منطقه،‌ و نیز در راستای سوء استفاده از اوضاع آشفته و نابسمان منطقه و ضعف قدرتهای همجور آن ،‌ شیوخ عرب خلیج فارس را در كنترل و اراده خود در آورد و بالاخره در سال 1820 پس از قلع و قمع دزدان دریایی و برده فروشان ،‌ قرادادها تحت الحمایگی را با رهبران شیخ نشینهای خلیج فارس و از جمله بحرین به امضا رساند ( ر. ك . : بخش استعمار انگلستان )‌.
شیخ سلمان بن احمد ( شیخ بحرین )‌ در ژانیه 1820 "‌قرارداد صلح عموی "‌ یا "‌ قرارداد اساسی "‌ (‌ و در واقع همان قرارداد انقیاد و تحت الحمایگی )‌را با انگلستان امضا كرد،‌ او به علت استحكام قدرت و سلطه اش بر بحرین ، ‌خود را تحت الحمایه انگلیس اعلام كرد و پرچم آن كشور را بر فراز مقر دارالحكومه خود برافراشت!‌ بدین ترتیب ،‌از این زمان به بعد تا مدت 150 سال ،‌بحرین زیر نفوذ و سلطه انگلستان قبل گرفت و طبعا حكومت ایران را با یك مشكل جدی سیاسی و ارضی روبرو كرد.
قابل تذكر است كه "‌ محمد بن خلیفه "‌ حاكم وقت بحرین و نوه سلمان بن احمد با وجود اینكه در سال 1861 پیمانی را با كمپانی هند شرقی انگلیس درباره منع اقدامات جنگی ‌دزدی دریایی و تجارت برده در خلیج فارس امضا كرده بود،‌ زیر بار نفوذ انگلیس نمی‌رفت . به همین علت نیروی دریایی انگلیس در سال 1867 شهر منامه (‌پایتخت فعلی بحرین ) را گلوله باران كرد؛‌ ولی " عیسی بن علی "‌ جانشین وی در سل 1868 طی انعقاد عهدنامه‌ای ، ‌رسما به تحت الحمایی انگلیس گردن نهاد. پیرو آن ،‌ دولت ایران (‌در زمان سلطنت ناصرالدین شاه)‌ طی یادداشتی به سفارت انگلستان در تهران به این اقدام دولت مذكور اعتراض كرد. دولت انگلستان در پاسخ این یادداشت ،‌اعلام كرد كه هدف از امضای پیمان یاد شده ،‌برقراری نظم و امنیت در خلیج فارس بوده است و اگر دولت ایرن خود چنین مسئولیتی را برعهده گیرد، دولت انگلیس از آن استقبال خواهد كرد! در این پاسخ تصریح شده بود كه اگر از شیخ بحرین حركتی سر بزند كه مستلزم اقدامات جدیدی از طرف دولت انگلیس باشد ،‌دولت ایران در جریان قرار خواهد گرفت!‌ پس از آن نیز مجددا شیخ بحرین در سالهای 1880 و 1892 قراردادهای تحت‌الحمایگی دیگری را (‌مشابه قراردادهای تحت الحمایگی با سایر شیخ نشینها)‌ با انگلستان به امضا رساند.
دولت ایران در مدت یك و نیم قرن حاد شدن مسأله بحرین (‌1820 -1970 )‌و دخالت و سلطه انگلستان بر آن جزیره،‌ هیچگاه جدایی بحرین از خاك ایران را نپذیرفت ولی در عین حال قدرت انجام عمل حادی علیه انگلیس را نیز نداشت. گفتنی است در داخل بحرین جدا از شیوخ آن كه عمدتا وابسته و زیر نفوذ شدید انگلستان بودند،‌ از اوایل قرن بیستم به بعد بعضا جنبشهای مخالف سسیاستهای انگلستان مشاهده می‌شد؛ مثلا در سال 1911 جمعی از بازرگانان و ملی گرایان بحرین خواستار محدود شدن نفوذ انگلستان و ایجاد كمیته داوری برای حل اختلافات فیمابین به خاطر صید مروارید شدند؛‌ ولی رهبران این گروه به وسیله مقامات انگلیسی مقیم بحرین دستگیر و به هندوستان تبعید گردیدند. ضمنا پیرو چالش قدرت دولتهای عثمانی و انگلیس بر سر حاكمیت بر بحرین ،‌پیمان شناسایی استقلال بحرین در سال 1913 به وسیله دولتهای مذكور به امضا رسید كه با بروز جنگ جهانی اول ناكام ماند!‌
قدرت و نفوذ انگلستان در سال 1923 با خلع شیخ عیسی از حكومت بحرین افزایش یافت و به ویژه با انتصاب "‌ چارلز بلگریو ‌" ‌ به عنوان مشاور انگلیسی حاكم جدید، و چندی بعد با انتقال پایگاه دریایی انگلیس از بندر باسعیدو (‌در غرب جزیره قشم ) به بحرین و انتقال مقر نماینده سیاسی انگلیس در خلیج فارس از بوشهر به بحرین،‌ این قدرت و نفوذ وسیعتر و با ثبات تر شد. مقارن این تحولات و پس از انتقال سلطنت از سلسله قاجار به پهلوی ،‌ ایران خواستار اعاده حق حاكمیت خود بر این سرزمین شد. در مقابل ،‌ حكومت بحرین نیز با مشورت و خط دهی مشاوران و كارگزاران انگلیسی مقیم بحرین بر آن شد تا ساختار جمعیتی و مذهبی این شیخ نشین كوچك را حتی الامكان با اكثریت دادن به عربها سنی مذهب از كشورهای عربی به بحرین تشویق شد و هزاران تن فلسطینی و اعراب دیگر از كشورهای مختلف عرب به بحرین هجوم آوردند.
یكی از ویژگیهای مهم بحرین عبارت از تركیب جمعیتی (‌نژادی )‌ و مذهبی آن است. با توجه به پیشینه تاریخی بحرین و وابستگی آن به ایران ،‌تعداد زیادی از ساكنان آن ایرانی تبار هستند كه در بخشهای گوناگون كشور مشغول به كار هستند. چنانكه با وجود تغییر و تحولات گسترده در این امر در خلال دهه‌های گذشته ، حتی بر اساس منابع آماری كشور انگلستان 20 درصد بافت نژادی آن را در پایان دهه 1980 ایرانیان تشكیل می‌دادند! ضمنا حدود 60-70 درصد مسلمانان بحرین را شیعیان و تنها 30- 40 درصد آنان را سنیان تشكیل می‌دهند . در حالی كه با وجود اكثریت شیعیان ،‌قدرت سیاسی در دست مذهبان است و این امر یكی از نقا ضعف امنیت ملی آن كشور است . همین امر گاه به گاه مشكلاتی سیاسی بر بحرین به وجود آورده است،‌ چنانكه مثلا در سال 1953 شیعیان بحرین كه از افزایش سریع مهاجرت كارگران عرب سنی مذهب و تغییر مصنوعی ساختار جمعیتی نگران و ناراضی بودند ،‌ شورش كردند . لذا برخورد بین گروههای شیعه و سنی بحرین توسعه یافت و پس از چندی رهبران گروهها با تشكیل ‌" كمیته وحدت ملی "‌ ( لجنه الاتحاد الوطنی ) به یك آرامش نسبی رسیدند. در دورن سلطنت محمدرضا شاه ،‌ حداقل در دو برهه زمانی مسأله مالكیت و حاكمیت ایران بر بحرین به صورت حادتر مطرح شد . در اسفند 1329 در لایحه مربوط به ملی كردن صنعت نفت ایران كه برای تصویب به مجلس شورای ملی ارائه شد،‌ "‌ شركت نفت بحرین "‌ نیز در طرح ملی شدن قرار داشت ؛‌ چرا كه مجمع الجزایر بحرین بخشی از سرزمین ایران را تشكیل می‌داد بار دوم در آبان ماه 1336 هیأت وزیران با حضور شخص شاه لایحه‌ ای را برای تقدیم به مجلس آماده كردند كه به وضوح نشان دهنده حق و ادعای مالكیت ایران به بحرین بود. در این لایحه كشور از نظر اداره سیاسی به چهارده استان تقسیم می‌شد كه بحرین استان چهاردهم را تشكیل می‌داد. بدین ترتیب ،‌ از دیدگاه ایران ،‌منطقه بحرین از استان فارس جدا می‌شد و خود استان مستقلی را تشكیل می‌داد. این اقدام ایران مورد اعتراض مطبوعات و دولت انگلستان و نیز نارضایتی اعراب قرار گرفت. علیقلی اردلان وزیر امور خارجه وقت ایران در سخنرانی خود در مجلس شورای ملی در پاسخ به اظهارات مقامات انگلیسی در مجلس عوام آن كشور ، اظهار داشت كه حق حاكمیت ایران بر بحرین از اواخر قرن هجدهم به بعد تنها بر مبنای ادعای محض نبوده است ،‌بلكه "‌ در واقع و بنا به دلایل و شواهد عینی ،‌ ایران بر بحرین حكومت می‌رانده است و شیوخ [ بحرین ]‌ نیز هر زمان كه آزاد بوده‌اند و حكومت مركزی [ ایران ]‌ نیز قدرتمند بوده است،‌ خودشان را خراجگزار و تابع حكومت ایران دانسته‌اند "‌ ؛‌ ولی در پاسخ به اعتراض اعراب اعلام كرد، "‌ برادران عرب ما باید بدانند كه بحرین جزئی از پیكر ماست و مسأله بحرین از جمله منافع حیاتی ایران به شمار می‌آید" .
اهمیت سیاسی – استراتژیك بحرین در دهه 1960 افزایش یافت ،‌ به ویژه اینكه ایران شاهد افزایش فعالیتهای انقلابی اعراب در سواحل خلیج فارس در خلال سالهای 1964- 1965 بود؛‌ ولی حضور نظامی انگلیس در منطقه و نیز بندر عدن تا اندازه‌ای ترس ایران را كاهش می‌داد ؛‌ ولی در نوامبر 1967،‌ نیروهای انگلیسی پیرو جنگلهای داخلی یمن از بندر استراتژیك عدن ( نزدیك باب المندب و ابتدای جنوبی دریای سرخ )‌ خارج شدند و پیرو آن ،‌ (‌جمهوری دموكراتیك خلق یمن )‌ ( یمن جنوبی )‌ به عنوان یك كشور سوسیالیستی افراطی شكل گرفت . این كشور بزودی از جنبشهای انقلابی و چپگرای منطقه به حمایت برخاست و در این راستا با ایران و نیز كشورهای میانه رو ( و غرب گرای ) عرب به عنوان "‌ كشورهای مرتجع "‌ شروع به مقابله و مخالفت كرد.
انگلستان پس از خروج از عدن (‌یمن جنوبی)‌ ،‌نیروهایش را به بحرین منتقل كرد و بدین ترتیب پس از عدن ،‌مجمع الجزایر بحرین به عنوان پایگاه مهم انگلستان در شرق سوئز و خلیج فارس مطرح شد . مدتی بعد در ژانویه 1968 ،‌پس از اینكه انگلستان اعلام كردكه نیروهایش را تا پایان سال 1971 از شرق سوئز خارج خواهد كرد،‌ دولت ایران از این تصمیم استقبال كرد و اعلام كرد كه از حق حاكمیت خود بر بحرین منصرف نشده است. سپس ،‌ با طراحی و هدایت انگلستان قرار شد فدراسیونی متشكل از نه شیخ نشین جنوب خلیج فارس و از جمله بحرین در قالب یك كشور واحد پس از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه تشكیل شود،‌بویژه شیخ بحرین با ابراز ناخشنودی از مسأله خروج آتی نیروهای انگلیسی ،‌و ادعای مالكیت ایران بر بحرین آن را یك مشكل امنیتی برای آینده مجمع الجزایر دانست و بنابراین حل این مشكل را پیوستن بحرین به فدراسیون یاد شده دانست .
عكس‌العمل ایران نسبت به تشكیل این فدراسیون با شركت بحرین قابل پیش بینی بود؛‌ چرا كه بر خلاف موضعگیری همه كشورهای عرب ، ‌ایران با تشكیل چنین فدراسیونی مخالفت كرد . اردشیر زاهدی وزیر امور خارجه ایران در تاریخ 17 تیرماه 1347 در بیانیه رسمی شدیداللحنی اعلام داشت: "‌ ایجاد چیزی به نام فدراسیون امارات خلیج فارس با شركت جزایر بحرین از دیدگاه ایران مطلقا قابل قبول نیست "‌
محمدرضا شاه نیز به نوبه خود اعلام كرد ایجاد این فدراسیون چیزی جز یك اقدام استعماری و امپریالیستی و تلاش برای بازگشت انلگیس به منطقه از "‌درب پشتی " منطقه نیست. او هشدار داد كه ایران در صورت لزوم برای حفظ منافع تاریخی و حقوق سرزمینی خود قدرتمندانه اقدام خواهد كرد.
در این میان‌، مذاكرات آشكار و پنهان میان ایران ،‌انگلستان ،‌عربستان سعودی و آمریكا انجام می‌گرفت . یكی از مواضع موجود بر سر حل مسأله بحرین – جدا از سیاستهای استعماری انگلستان – حمایت عربستان سعودی (‌به عنوان كشور عرب با نفوذ منطقه )‌از خواسته‌ها و آمال شیخ بحرین و نیز مرز آبهای سرزمینی و فلات قاره دو كشور بود. تضاد منافع دو كشور چنان بودكه شاه برنامه دیدار رسمی‌اش از عربستان سعودی را در اوایل سال 1968 (‌1347) به تعویق انداخته بود. بالاخره با مذاكرات طرفین اولین قدم قابل توجه در حل اختلافات دیرین دو كشور بر سر مرز فلات قاره و مالكیت جزایر فارسی و عربی در تاریخ 24 اكتبر 1968 با امضای یك موافقتنامه انجام گرفت . مذاكرات و توافقهای پنهانی بین ایران و انگلستان و آمریكا و نیز امضای توافقنامه فوق باعث شد ایران در مورد مسأله بحرین كوتاه بیاید و تا اندازه‌ای عقب نشینی سیاسی كند.
شاه در دیدار رسمی خود از هندوستان ،‌در یك مصاحبه مطبوعات در "دهلی نو"‌ در تاریخ 4 ژانویه 1969 اعلام كرد كه "‌ اگر مردم بحرین خواهان پیوستن به كشورم [ ایران ]‌ نباشند"‌ ایران از ادعاهای سرزمینی اش نسبت به این جزیره خلیج فارس دست خواهد كشید. وی گفت چنانچه سیاست بین المللی خواهان آن باشد،‌ ایران نیز خواست مردم بحرین را می‌پذیرد . شاه تأكید كرد كه ایران مخالف استفاده از زور برای حل مسأله ارضی بحرین است. وی در پاسخ به این سوأل كه آیا او پیشنهاد انجام یك انتخابات عمومی یا رفراندومی در رابطه با كسب نظر مردم بحرین را دارد یا خیر پاسخ داد:‌
من نمیخواهم دراین زمان وارد جزئیات مربوط به این سوال بشوم ؛ ولی هر نوع وسیله ای كه بتواند به یك روش رسمی و مورد پذیرش شما و ما و تمامی جهان نشانگر خواست مردم بحرین باشد ،‌ مطلوب خواهد بود
وی در ادامه پاسخ به سؤال فوق اشاره كرد كه بحرین 150 سال پیش به وسیله انگلیس از ایران جدا شد واكنون خودش در حال ترك خلیج فارس است، ولی انگلیس نمی‌تواند آنچه را كه از ایران بازستاده بدون رضایت این كشور به طرف دیگری بدهد و در عین حال ،‌ ایران پس از خروج انگلستان در پی اشغال بحرین نخواهد بود،‌ بنابراین چنین حالت و دوره‌ای یك وضعیت غیر امنیتی ایجاد خواهد كرد. این سخنان و اظهار نظرهای رسمی شاه نشان دهنده رسیدن به یك نقطه سازش و توافق منطقه‌ای بین شاه و قدرتهای بزرگ و در عین حال زمینه سازیهای لازم افكار عمومی برای حل نهایی مسأله بحرین از طریق جدایی آن از خاك ایران بود. در آن شرایط زمانی ایران نمی‌توانست از طریق نظامی بحرین را بازستانی كند،‌ این اقدام عواقب خطرناكی برای ایران در پی داشت . مسلمان انگلستان به عنوان یك قدرت بزرگ استعماری اجازه چنین اقدام جسورانه‌ای را به ایران نمی‌داد،‌ ضمن اینكه این كار تمام كشورهای عربی را (‌اعم از تندرو و محافظه كار )‌ علیه ایران متحد و هم پیمان می‌ساخت . این در حالی بود كه ایران در آن دوران درگیریهای ارضی و مرزی و سیاسی گسترده ای با عراق داشت. از طرف دیگر این اقدام نظامی ایران برخلاف اصول سازمان ملل متحد بود كه ایران نیز عضو فعال آن به شمار می‌رفت
بنابراین شاه با توجه با سازشهای پنهانی انجام شده و شرایط زمانی ،‌ راه حل سیاسی را برگزید . چنانكه حدود نه ماه پس از مصاحبه دهلی نو‌،‌ شاه در زمستان سال 1348 (‌اوایل 1970) مجددا در مصاحبه‌ای خواستار حل مسأله برحین از طریق كسب نظر مردم بحرین به طور رسمی به وسیله سازمان ملل متحد شد. بالاخره پیشنهاد رسمی شاه از طریق گفتگوهای بعدی ایران با انگلستان و دبیركل سازمان ملل (‌اوتانت )‌در اوایل سال 1970 به نتیجه نهای رسید ایران در تاریخ 9 مارس 1970 (‌ 9 اسفند 1348 )‌رسما مساعی جمیله دبیركل سازمان ملل را برای استعلام نظرهای واقعی مردم بحرین از طریق انتصاب یك نماینده ویژه خود برای انجام این مأموریت خواستار شد.
انگلستان در تاریخ 20 مارس موافقت رسمی خود را با انجام پیشنهاد دولت ایران به اوتانت دبیركل سازمان ملل اعلام كرد . وی نیز در همان روز پس از مشورت با نمایندگان ایران و انگلستان اعلام كرد "‌كه او مساعی جمیله خود را تأخیر انجام خواهد داد "‌ . پیرو آن ،‌او شخص "‌ ویتوریو وینتسپیر گیچیاردی "‌ (‌دیپلمات ایتالیایی )‌ معاون دبیركل و مدیر كل دفتر اروپای سازمان ملل در ژنو را به عنوان نماینده ویژه خود در كسب آراء‌مردم بحرین منصوب كرد. ضمنا وی از سوی ایران و انگلستان در راه انجام دادن مسئولیت خود و ابراز نظر و تصمیم نهایی‌اش در مورد حل مسأله بحرین ،‌ اختیار تام گرفت!
نماینده ویژه دبیركل در امور بحرین ،‌ در رأس یك هیأت پنج نفری عازم آن جزیره شد و از 29 مارس تا 18 آوریل 1970 به نظر خواهی گزینشی و گفتگو با گروههای منتخب سیاسی – اجتماعی بحرین پرداخت . ذكر این نكته ضروری است كه برخلاف ادعای برخی منابع خارجی مبنی بر مراجعه به آراء‌ عمومی از طریق (‌رفراندوم )‌ یا انتخابات عمومی ،‌این امر صحت ندارد،‌ بلكه به همان روش محدود گزینشی یاد شده انجام گرفت . پس از نظرخواهی از مردم بحرین ،‌ گیچیاردی داده‌ها و نتایج كسب شده را در گزارشی به دبیركل تسلیم كرد تا بر اساس آن تصمیم نهایی درباره سرنوشت بحرین اتخاذ شود.
در گزارش مذكور آمده بود:‌ هیأت اعزامی دریافتند كه مردم بحرین پیشنهاد و درخواست ایران و انگلستان برای نظرخواهی و مساعی جمیله سازمان ملل را در این راه مورد ستایش و تقدیر قرار دادند،‌ هیچ گونه تلخكامی و خصومتی از سوی مردم بحرین نسبت به ایرانیها مشاهده نشد و اظهار امیدواری شده بود كه "‌ آبرادعای [ مالكیت ]‌ ایران [ بر بحرین ]‌ یكباره و برای همیشه كنار رود "‌ . ضمنا آمده بود كه مرد بحرین پس از حل مسأله بحرین ، ‌خواستار روابط نزدیكتر خود با سایر كشورهای عرب و نیز ایران هستند، ‌اینكه خواهان یك "‌ كشور مستقل و با حاكمیت كامل " سیاسی هستند و بالاخره اینكه اكثریت تام مردم احساس می‌كنند كه بحرین یك كشور عربی است . ضمنا در گزارش نوشته شده بود كه هیأت اعزامی به تفاوتهای مختصری در نظر جمعیت شهری و روستایی بحرینی‌ها پی برده‌اند،‌ از جمله در مورد ایرانی تبارها ،‌افراد دارای تحصیلات بالا و گروهها دیگر اجتماعی ؛ ولی این تفاوتها از نظر نتیجه‌گیری نهایی اعضای هیأت جنبه حاشیه‌ای (‌و نه اساسی )‌داشتند.
رئیس هیأت اعزامی ،‌گزارش خود را با این نتیجه گیری به پایان رسانده بود كسب نظر و مشورتهای وی در بحرین "‌ او را متقاعد كرده است كه اكثریت تام مردم بحرین خواهان شناسایی هویتشان در یك شورا كاملا مستقل و دارای حق حاكمیت و آزاد برای اجاد روابطشان با سایر كشورها می‌باشند"‌. گزارش یاد شده از سوی دبیر كل به شورای امنیت ارجاع شد و شورای امنیت نیر با استناد به نتیجه گیری نهایی گزارش تدوین شده مفاد آن را راجع به استقلال بحرین و جدایی‌آن از خاك ایران در تاریخ 30 آوریل 1970 مورد تأیید و تصویب قرار داد.
ایران نیز در ماه مه (‌اردیبهشت 1349 ) برای شناسایی رسمی قطعنامه شورای امنیت در مورد استقلال بحرین در جدایی از خاك كشور دست زد. چنانكه هیأت دولت قطعنامه‌ای را به منظور تصویب تصمیم شورای امنیت به مجلس شورای ملی تقدیم كرد.
این قطعنامه در تاریخ 24 اردیبهشت 1349 با 187 رأی مثبت و چهار رای منفی ( از كل 101 نماینده حاضر ) به تصویب مجلس شورای ملی رسید. مجلس سنا نیز در 28 اردیبهشت ماه آن را به اتفاق آراء ( 60 رأی كل نمایندگان ) تصویب كرد نمایندگان مخالف از سوی جناح پان ایرانیسم به رهبری محسن پزشكپور رهبری می‌شدند.
حاكم بحرین برای اولین بار در آذرماه 1349 ( دسامبر 1970 )‌از ایران بازدید كرد و موافقتنامه اولیه مربوط به فلات قاره دو سرزمین به امضا رسید. موافقتنامه اصلی و نهایی پس از مسافرت اردشیر زاهدی (‌وزیر امور خارجه )‌به بحرین در خرداد ماه 1350 امضا شد . این موافقتنامه برای ایران و هم برای بحرین از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود ،‌ چرا كه تعداد میدانهای نفتی واقع در مناطق نشانه گذاری شده قابل توجه بود از نظر بحرین و ناظران نفتی نیز همكاریهای ایران و بحرین در زمینه اكتشاف استخراج نفت در مناطق همجوار خط نشانه‌گذاری شده اهمیت فراوان داشت.
اعلامیه استقلال بحرین در تاریخ 14 اوت 1971 منتشر شد . دولت ایران تنها یك ساعت پس از استقلال بحرین آن را به رسمیت شناخت . یك روز بعد (‌15 اوت )‌،‌بحرین و انگلستان یك قرار داد دوستی با هدف ( مشورت ) در مواقع ضروری با یكدیگر امضا كردند! بدین ترتیب ،‌ مسأله بحرین پس از یك و نیم قرن منازعه و كشمكش به نقطه حل رسید دلیل آن نیز از نظر سیاسی ،‌ سازش و توافق پنهانی انجام شده بین ایران و قدرتهای غربی بر سر نقش آتی ایران در منطقه خلیج فارس و اعطای امتیاز به ایران درباره یك مسأله دیگر ارضی كشور یعنی جزایر سه گانه بود. در واقع باید گفت بحرین قربانی یك بده و بستان سیاسی شد و آخرین بخش جدا شده از خاك ایران در دوران معاصر بود.

منبع:کتاب خلیج فارس و مسائل آن،انتشارات سمت

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 0:32 توسط علی |

قطار ويژه تهران جمکران هرهفته بيش از 3 هزار زائر را جابه جا مي کند.

سرپرست راه آهن قم در مصاحبه با خبرنگار واحد مرکزي خبر گفت: اين دو قطار که از نوع اتوبوسي است در هر رفت و برگشت حدود 700 تا 1000 نفر را جابه جا مي کند.

شاکري افزود: اين قطارها ساعت 25/18 روزهاي سه شنه و پنج شنبه ازتهران حرکت و ساعت 50/20 وارد جمکران مي شوند.

وي گفت: اين قطارها ساعت 35 دقيقه بامداد چهارشنبه و20/17 جمعه به تهران باز مي گردد.

سرپرست راه آهن قم همچنين از طرح توسعه ايستگاه جمکران خبر داد و گفت: با تصويب هيات دولت500 ميليون تومان اعتبار براي افزايش طول سکوي اول از110 به 200 متر ساخت سکوي دوم ساخت پل زيرگذر بين دو سکو و ساخت جاده دسترسي و موارد ديگر اختصاص يافته که بخشي از عمليات اجرايي اين طرحها اغاز شده است.

وي افزود: راه اهن جمهوري اسلامي نيز براي تجهيز اين ايستگاه به علائم الکتريکي حدود يک ميليارد تومان هزينه خواهد کرد.

ايستگاه راه اهن جمکران با 8 هزار متر مربع دو سال قبل در نزديکي اين مکان مقدس ساخته شد.


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 0:8 توسط علی |

 بنا به گزارش هايي كه برخي پايگاه هاي اينترنتي ديروز منتشر ساختند، به دنبال انتشار مقاله اي از مديرمسئول روزنامه كيهان كه وي در آن با استناد به اسناد كاملا متقن استدلال كرده بود بحرين بخشي از خاك ايران بوده و طي زد و بندي ميان محمدرضا پهلوي و غربي ها به طور غيرقانوني از خاك ايران جدا شده، جمعي از علماي ديني شيخ نشين هاي خليج فارس حسين شريعتمداري را واجب القتل اعلام كردند و درباره كساني كه عقيده او را قبول داشته باشند نيز فتوا دادند كه اگر طي 3 روز توبه نكنند، مجازات آنها قتل خواهد بود. از جمله، «شيخ جاسم سعيدي» نماينده سلفي در مجلس نمايندگان بحرين در فتواي خود آورده است؛
«هركسي به صحت اظهارات شريعتمداري ايمان داشته باشد كه بحرين بخشي از خاك ايران است، در زمره «خوارج» قرار مي گيرد و كسي كه از ولايت امر خارج شود، طي سه روز بايد توبه كند و اگر توبه نكرد، مجازات وي قتل است كه از سوي ولي امر تعيين مي شود.»
همچنين دكتر «شيخ ناجي العربي» گفته: «ولي امر، شرعا و قانونا حق دارد كسي را كه به اظهارات شريعتمداري ايمان داشته باشد، مجازات كند.»
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 0:45 توسط علی |



طی هفته های اخیر ماموران مخفی دولت عربستان سعودی از روشهای گوناگون به آزار و اذیت و همچنین هتک حرمت زائران ایرانی حج عمره پرداخته اند که این اقدامات در روزهای اخیر افزایش یافته است.
به گزارش خبرگزاری مهر ، اخیرا کسانی که به نظر می رسد ماموران مخفی دولت عربستان هستند بر خلاف دوره های پیشین به بهانه «تلصیق» اقدام به برخورد با زائران متاهل ایرانی می نمایند. بدین ترتیب که به بهانه نزدیک شدن و هرگونه ارتباط زائران زن و مرد در فضاهای عمومی (مانند گرفتن دستهای یکدیگر) آنها را دستگیر نموده و به جرم «تلصیق» به زندان انداخته اند.

طی هفته گذشته ماموران سعودی سه زن و مرد متاهل ایرانی را به همین بهانه حتی برای 3 روز در شرایط نامناسبی زندانی کرده اند که پس از پیگیری های شدید مسوولان ایرانی حج آزاد شده اند. به طور نمونه یکی از زوجهای جوان ایرانی که ماه عسل خود راتشرف حج عمره قرار داده بودند ، به بهانه گرفتن دست یکدیگر در خیابانهای مکه دستگیر و 2 شب را در بازداشت به سر برده اند. این افراد نهایتا با پیگیری مجدانه مسوولان سازمان حج و بعثه ایران آزاد شده اند.

از سوی دیگر ترفند دیگر ماموران مخفی عربستان سعودی در ساعات خاصی از روز و در محل های خلوت صورت می گیرد. به طور مثال در نخستین ساعات روز و در اماکن مقدسی مثل قبرستان بقیع که مورد توجه زیاد زائران ایرانی است ، عده ای از ماموران سعودی با نزدیک شدن به زائران ، خود را محکم به بدن آنان می زنندو سپس با جملاتی عربی از زائر می پرسند" مرحبا انت من اخواننا شیعه و انت تحب رسول الله و ..." آیا شما از برادران شیعه ما و از دوستداران رسول خدا هستید؟

در چنین حالی به محض اینکه زائر ، شیعه بودن خود را تائید کند ماموران سعودی با راه انداختن داد و فریادهای از پیش تمرین شده ، به دروغ مدعی می شوند که زائران شیعه به خلفای اول و دوم و سوم فحاشی کرده اند. ماموران سعودی سپس با استناد به روایتی از رسول خدا (ص) که تهمت و صب اصحابشان را منع فرموده بودند ، به جو سازی پرداخته و نهایتا زائران ایرانی را به اتهام فحاشی به صحابه رسول خدا دستگیر می کنند.

یک منبع اگاه ضمن اعلام این خبر به مهر گفت: ضروری است که زائران حج عمره ایرانی با آگاهی کامل نسبت به این رفتارها و جنگ روانی ماموران مخفی سعودی ، هوشیار بوده و بهانه ای برای سوء استفاده آنها ندهند.

به گفته وی مسوولان ایرانی با حساسیت اینگونه رفتارهای در حال گسترش علیه زائران کشورمان را پیگیری می کنند. چند روز پیش هم یکی از مراجع تقلید به مسوولان سعودی هشدار داده بود که در صورت تکرار این برخوردهای زشت ، ایران در اعزام زائران حج عمره بازنگری خواهد کرد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 0:11 توسط علی |

   


ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد.رجب واقعاً ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند.
هلال ماه رجب 1427 قمری، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و پس از حمد و ثناي الهي، سي بار تكبير و لااله الا اللّه مي گفت و مي فرمود: ماه رجب، ماه استغفار براي امت من است. در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.
در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند.
پوينده طريق بندگی و سالك راه ملكوت و رهسپار وادی معرفت و چشم انتظار بهار طاعت و مشتاق دعا و مناجات و مسئلت كه شير روز و زاهدی در دل ظلمت است و با اقليم توحيد آشنايی دارد و از جام محبت و دلدادگی جرعه هايی جانبخش نوشيده و طالب قرب، كرامت، تعالی و فضيلت می باشد گاه رسيدن پر بركت سال همچون رجب، شعبان و رمضان همچون انسان هايی تشنه و مشتاق در انتظار گمشده آشنای خود در اين مواقع بسر می برد تا از آب گوارا و نوشين حيات و معنويت سيراب شده و روح و روان خود را جانی نوين و طيب و طاهر ببخشد و با نظافت خانه دل و آراستن درون، خود را برای ميهمانی خدا و درك ليله القدر ماه مبارك مهيا كند.
آنان كه در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند چه خوب قدر چنين ايامی را می دانند و بسيار سخت تر و هوشيارتر و جدی تر از دنياطلبان، به دنبال آن هستند تا مبادا سودی فانی و متاعی ارزانی از اين نشئه از دستشان بيرون رود، مراقبند تا نكند نفعی باقی و تجارتی راقی برای آخرت، از كفشان ربوده گردد كه زيان و نقصان را در اين می بينند.
بر كسی كه می خواهد به تصفيه درون بپردازد لازم است كه برای دستيابی به خرسندی خداوند تمامی توش و توان خود را به كار گيرد و برای خالص نمودن اعمال و احوال خويش و مصون نگه داشتن آنها از هر گزندی، در ايام ماه رجب مبادرت ورزد كه اگر بنده ای به اندك عملی به اين شيوه و با اين خصوصيات توفيق يابد او را كفايت می كند، زيرا پاداشی كه پروردگار برای عمل ناب و عاری از آلودگی خودخواهی و شرك و نفاق، در نظر گرفته از حساب و شماره بيرون است.
از امام صادق(ع) نقل شده كه پیامبر ختمی مرتبت، حضرت محمد مصطفی (ص) فرمود:
ماه رجب، ماه خداست در غايت حرمت و فضيلت. اگر کسي روزی از اين ماه را روزه بگيرد خدای را خشنود و شعله غضب الهي را خاموش نموده است و دري از درهاي جهنم به روي او بسته مي شود. رجب ماه استغفار امت من است، پس در اين ماه طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را ((اصب)) می گويند زيرا كه رحمت خداوند در اين ماه بر امت من بسيار ريخته می شود، پس بسيار بگوئيد استغفر الله و اسئله التوبه.
اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است:
روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن- روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد، ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و در هر ركعت يك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد، هفتاد بار ذكر "اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة و الروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد.
پيامبر اكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.
زیارت رجبیه؛ در تعقیبات نمازهاى روز و شب در این ماه
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداى بخشاينده مهربان
يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ
اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش
عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا
در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى
مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى
كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى
به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ
به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و
وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار
يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ
اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت
وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ
و جود اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 0:7 توسط علی |


 رامين مصطفوى

به اين جمله خوب دقت كنيد: «دوست دارم اين كار را انجام دهم، اما حيف وقتش را ندارم!»
تا به حال چند بار اين جمله را گفته ايد؟ امروزه مديريت بهينه زمان براى بسيارى از قشرها مانند كارفرمايان، كارمندان، دانشجويان و حتى خانه داران دردسرى بزرگ محسوب مى شود و اين افراد اغلب از نداشتن وقت كافى براى انجام كارها شكايت مى كنند.

اولويت بندى دركارها، ماهيت بنيادين مديريت زمان است. به اين معنا كه بعضى از كارها را بايد اول انجام داد و بعد به كارهاى ديگر پرداخت. هدف هاى خود را تعيين و سپس آنها را براساس اهميت شان اولويت بندى كنيد. حالا نوبت تعيين يك برنامه زمانى براى اجراى اين اهداف است.

سعى كنيد روى اعمال خود كنترل بهترى داشته باشيد تا استفاده بيشترى از زمان ببريد. براى آموختن مديريت زمان، نخست بايد آموخت چگونه اعمال و كارهاى شخصى خود را مديريت كرد.
مديريت زمان ابزارى نيست كه شما را قادر به سخت تر و بيشتر كاركردن كند، بلكه به شما كمك مى كند «هوشمندتر» كاركنيد. به اين معنا كه كارهاى خود را ساده تر وسريعتر انجام دهيد.

با استفاده از تكنيك هاى مديريت زمان فرد مى تواند به كار، استراحت، تفريح و ديگر فعاليت هاى اجتماعى خود برسد . براى استفاده بهينه از زمان لازم نيست كه تبديل به يك آدم «معتاد به كار» شد.

بهره برى از زمان و آگاهى در اين زمينه در هريك از ما به طرز چشمگيرى متفاوت است. كارهايى را كه در طول روز انجام مى دهيم تا حد زيادى بستگى به مقدار انرژى، انگيزه، توانايى ها، مهارت ها و ديگر منابع در دسترس دارد. بررسى «الگوهاى زمانى» كه درخلال آن به انجام كارها مى پردازيم درواقع نخستين گام به منظور بهبود بخشيدن مديريت زمان است.

زمان اوج بازدهى را مشخص كنيد

منظور از زمان اوج، همان ساعت هايى است كه فرد بسيار پرانرژى و بازدهى و كارايى اش بالاست. ساعت بيولوژيكى (ساعت زيستى) بدن كه تأثير بسزايى برروى عملكرد فرد دارد، در هر يك از ما متفاوت است. به طور كلى مى توان افراد را به سه گروه تقسيم كرد. دسته اول كه در ساعت هاى آغازين بامداد بسيار فعال و پرانرژى هستند و با بازدهى بالا كارها را انجام مى دهند. دسته دوم در ساعت هاى واپسين بعدازظهر بسيار پركارند و بازدهى كارشان در آن ساعت ها بيشتر از مواقع ديگر درطول روز است. آخرين گروه، شب زنده داران هستند كه نيمه هاى شب را بهترين موقع براى انجام دادن كارها مى دانند. پيش از هرچيز شما بايد زمان اوج كارى خود را معين كنيد و آن را به كارهاى سخت تر يا افكار خلاق خود اختصاص دهيد.

زمانى براى ديگران

درطول يك هفته يا گاهى در طول يك روز، بايد زمانى را براى ديگران منظور كنيد. براى مثال يك مديرعامل را در نظر بگيريد كه دائم بايد براى ملاقات با پرسنل اداره، مديران قسمت هاى مختلف، كارگران و ديگر قسمت هاى تحت نظارتش برنامه ريزى كند. خودتان را جاى يك مديرعامل درنظر بگيريد. دراين صورت بايد بخشى از زمان را براى خانواده و همكاران كنار بگذاريد. همچنين سعى كنيد تا حد امكان عوامل بازدارنده يا اتفاق هايى را كه موجب وقفه دركار مى شود كاهش دهيد، بخصوص هنگام ساعت هاى اوج كارى تان. درواقع گاه مى توان كار دو ساعت را در يك ساعت آرام و به دور از عوامل بازدارنده، انجام داد.

تجزيه و تحليل مشكلات

* آيا مى توانيد با «تعادل» از زمان خود استفاده كنيد؟ زمان ما در يك روز ميان كار، عبادت، استراحت و تفريح تقسيم مى شود. تعادل به اين معناست كه بايد زمان كافى براى انجام كارهاى بيرون، حفظ و بهبود روابط شاد خانوادگى، خواب، استراحت و فعاليت هايى مانند ورزش و مطالعه داشته باشيد.

* آيا نياز اصلى شما قبول كردن محدوديت زمان است؟ يقيناً در بعضى از دوره هاى زندگى زمان كافى براى انجام هركارى كه دلمان مى خواهد نداريم. اين نكته بويژه براى خانواده هايى كه بچه هاى كوچك دارند و افراد مجردى كه بايد كارهاى خارج و داخل خانه را خودشان به تنهايى انجام دهند، حائزاهميت است. دراين حالت و با توجه به محدوديت هايى كه زمان به شما اعمال مى كند، بايد بياموزيد كه فعاليت ها و كارهاى كم اهميت تر را براى به دست آوردن زمان بيشتر و انجام كارهاى ضرورى تر، حذف كنيد.

* آيا هدف اصلى تان كاهش زمان كارى است؟ گاهى اوقات لازم است كارها را ساده تر كرد. براى مثال مى توان غذايى درست كرد كه ساده تر باشد و زمان كمترى صرف تهيه آن شود.
اگر انتظار و توقع بالايى از خودتان داريد، مى توانيد استانداردها و معيارهاى آن را تعديل كنيد. مى توان از امكانات مؤسسه هاى خدماتى نيز استفاده كرد.

* آيا زمان كافى براى پرداختن به امور شخصى تان داريد؟ گاهى اوقات زمانى كه بايد صرف امور شخصى و كارهايتان بكنيد، نخستين اولويت را پيدا مى كند. شما به زمان احتياج داريد تا به بررسى احساسات و اهدافتان بپردازيد.

براى حفظ سلامت روان به سرگرمى ها و كارهاى موردعلاقه تان بپردازيد. توانايى خود را در «نه گفتن» بالا ببريد و رابطه اى شفاف با ديگران برقرار كنيد. براى «نه گفتن» بايد تمرين كرد. به خاطر داشته باشيد كه نه گفتن و نپذيرفتن يك كار، مى تواند موجب آرى گفتن و پذيرفتن كارى مهم تر باشد.

هدفگذارى كنيد

براى استفاده بهينه از زمان، نخست بايد برروى اهدافتان متمركز شويد. تمام اهداف اعم از شخصى، كارى، اجتماعى، خانوادگى و مالى مهم هستند و رسيدن به آنها نيازمند زمان است.
بيشتر مردم ترجيح مى دهند برروى چند هدف در زندگيشان كاركنند. بررسى كردن اهداف به طور كامل و دقيق پيش نياز اصلى براى موفقيت دراين كار است. شما بايد بدانيد چه چيزى در زندگى مى خواهيد و چه كسانى و چه سازمانها، علت ها و انگيزه هايى براى شما مهمتر است؟ بعد از تصميم گرفتن درمورد اهدافتان، آنها را برروى كاغذ بنويسيد. در غير اين صورت ممكن است اهدافتان مبهم باقى بماند و هيچگاه متوجه نشويد كه آيا به آنها دست يافته ايد يا نه؟ پس به فعاليت ها و كارهايى بپردازيد كه شما را در نيل به اين اهداف كمك مى كند. پى بردن به اين نكته كه نمى توان همه كارها را در آن واحد انجام داد، ممكن است شما را بر آن دارد تا كارهاى بزرگ و پروژه هاى درازمدت را به زنجيره اى از كارهاى كوچكتر و كوتاه مدت تر تقسيم كنيد. انجام اين كارها در يك دوره معين زمانى بسيار راحت تر و قابل كنترل تر است. حال به منظور رسيدن به هدف نهايى، بايد قدم هاى كوچك را كه درواقع همان اهداف كوتاه مدت است، برداريد. تكميل بموقع اين كارهاى كوچك و كوتاه مدت اولويت دارد درغير اين صورت زمان را ازدست داده ايد بدون آن كه پيشرفتى حاصل شود.

زمان شما چگونه تلف مى شود؟

حال كه درمورد اولويت ها و نظم و ترتيب انجام كارهاى تان تصميم گرفته ايد، بايد به زمان هايى كه بيهوده تلف مى شود، توجه كنيد.

با يادداشت كردن زمان هايى كه به بطالت و بيهودگى مى گذرند به مدت چند روز، به درستى متوجه خواهيدشد كه زمان را چگونه از دست مى دهيد. اين جدول زمانى به شما كمك مى كند تا با برنامه ريزى براى اوقات كار و فراغت، استفاده بهترى از زمان ببريد. اغلب مردم هنگامى كه متوجه مى شوند «چقدر» از زمانشان صرف كارهاى بى اهميت شده، بسيار متعجب مى شوند. شما احتمالاً پى خواهيد برد كه ساعت هاى معينى در روز و روزهاى معينى در هفته سرتان بسيار شلوغ است. با كمك برنامه ريزى مى توان اين روزهاى شلوغ را مديريت كرد، براى مثال مى توان زمانى را كه براى فعاليت هاى ديگر درنظر گرفته ايم، به طور موقت كاهش داد.

همچنين هر فعاليت و كار روزانه اى، بخش هايى تكرارى دارد. براى هركارى مهلت خاصى تعيين كنيد. مانند ساعت شروع و پايان كار، زمان ناهار، زمان جلسات، فعاليت هاى تفريحى يا ساير فعاليت ها.

بعد از برنامه ريزى براى تمام اين كارها ممكن است به طور غيرمنتظره اى زمان زيادى براى انجام كارهايى كه دوست داريد باقى مانده باشد. اين درواقع پاداش شماست. بايد از آن به بهترين وجه ممكن استفاده كرد.

عوامل هدر دهنده زمان

وجود بعضى از اين عوامل هدردهنده زمان را مى توان در همان جدول زمانى پيداكرد. هم درخانه و هم درمحل كار تلفن، ميهمان سرزده، جلسات، ايميل هاى غيركارى، تأخيرانداختن كارها، ندانستن اين كه كار بعدى چيست و خرت وپرت هاى اطرافمان، از رايج ترين عواملى هستند كه وقت ما را تلف مى كنند. بى نظمى، نداشتن اولويت در انجام كارها، اهمال كارى، تماشاى بيش از اندازه تلويزيون، يا بيش از حد درگير جزئيات كارهاى روزمره شدن از ديگر عواملى است كه ما بدون آن كه متوجه شويم، موجب اتلاف وقتمان مى شود.

براى خودتان برنامه زمانى بنويسيد

يك برنامه زمانى هم مى تواند نمايى خلاصه از كارهايى باشد كه مى خواهيد در آينده نزديك انجام دهيد، هم يك برنامه بسيار دقيق از كارها با تمام جزئياتشان. اغلب مردم در يك زمان نمى توانند برروى تمام برنامه ها، فعاليت ها و اهدافشان متمركز باشند. بنابراين آنها را روى كاغذ بنويسيد و فهرست هاى متفاوتى از برنامه هايتان تهيه كنيد.

آسانترين راه براى نوشتن برنامه زمانى فهرستى از كارهاى بزرگ و كوچكى است كه بايد انجام گيرد.

اين فهرست به تنهايى كافى است تا با يادآورى كارها در زمان آزاد، شما را برآن دارد كه انجامشان دهيد.

راه ديگر براى داشتن يك برنامه زمانى در واقع نوشتن كارهايى است كه بايد به صورت زنجيره اى انجام دهيد. دراين فهرست بايد توالى زمان نيز رعايت شود. شما بايد تصميم بگيريد كدام كار مهم تر است و به انجام آن بپردازيد و بعد سراغ كارهاى ديگر برويد.

سومين نوع جدول زمانى، برنامه اى است با تمام جزئيات. اين برنامه هم دربرگيرنده ترتيب كار است و هم زمان تقريبى براى تكميل آنها را دراختيارتان مى گذارد. مزيت اين برنامه اين است كه شما را وادار مى كند با دقت بيشترى به ساعت هاى روز و به روزهاى هفته نگاه كنيد و تصميم هاى بهترى كه منطبق با اهميت كارهاى تان است، بگيريد. به يادداشته باشيد كه اگرچه در آنها، برنامه ريزى كمى دشوار و وقت گير است اما درنهايت بيش از آنچه انتظار داريد از اتلاف وقت تان جلوگيرى مى كند.

اجراى برنامه زمانى

هيچ برنامه زمانى اى معجزه نمى كند. هميشه عوامل بازدارنده و مشكلات وجوددارند. به هرحال، يك برنامه زمانى كه از قبل ريخته مى شود، كمك مى كند تا وظيفه محوله را درحد قابل قبولى انجام دهيد و وقت تان كمتر تلف شود.

از قبل براى روزهايى كه كارهاى زياد و سخت بايد انجام دهيد برنامه ريزى كنيد.

براى پرهيز از انجام با عجله كار در دقايق آخر، آن را زودتر انجام دهيد.

اول به انجام دادن كارهاى تكرارى بپردازيد تا در صورت پيش آمدن كارى ضرورى، زمان لازم را دراختيار داشته باشيد.

استراتژى هاى مديريت زمان

جدا از برنامه زمانى كه براى خودتان نوشته ايد، استراتژى هاى مديريت زمان نيز مى تواند بسيار مفيد باشد، هرروز فهرستى از كارهايى كه بايد انجام شود تهيه كنيد و آنها را به ترتيب اهميت شان انجام دهيد.

هميشه يك دفترچه يادداشت و تقويم جيبى به همراه داشته باشيد. از آن مى توان براى نوشتن فهرست خريد، كارهايى كه بايد انجام شود و ثبت زمان قرارهاى ملاقات استفاده كرد.

از زمان انتظار به نحو احسن استفاده كنيد. مى توان در اين فاصله به انجام كارهاى خانه، مطالعه، نوشتن نامه يا فهرست خريد پرداخت. به اين زمان ها كه بايد منتظر باشيد مانند يك هديه نگاه كنيد نه زمانى تلف شده.

خودتان را براى نه گفتن به كارهايى كه زمان كافى براى درست انجام دادن شان نداريد، آماده كنيد. نه گفتن را بياموزيد و سرحرف خود محكم بايستيد.

تا حد امكان اجازه ندهيد كارهايى را كه براى شان برنامه ريزى نكرده ايد، مخل برنامه ريزى شما شود، تلفن هايى كه مربوط به شما نيست را جواب ندهيد و به ديگران اجازه ندهيد در ساعات اوج كارى تان مزاحمتان شوند.

اگر مى خواهيد دوستانتان با شما تماس بگيرند ساعت خاصى را براى آن تعيين كنيد. دوستان منطقى اين موضوع را مى فهمند و به خواست شما احترام مى گذارند.

سعى كنيد در منزل نيز مانند اداره منظم و با برنامه باشيد. نوشتن فهرست خريد و ديگر موارد مى تواند از خستگى و هدررفتن وقت شما بكاهد.

در يك زمان، فقط برروى يك چيز متمركز شويد. تمام انرژى خود را معطوف به كارى كنيد كه در دست داريد. عواملى را كه دركارتان وقفه ايجاد مى كند حذف كنيد و وقتتان را صرف فكر كردن به تمام كارهايى كه بايد انجام دهيد، نكنيد.

به ياد داشته باشيد ۸۰ درصد دستاوردهاى شما هم در زندگى تان و هم در كارتان، تنها حاصل ۲۰ درصد از فعاليت هايى است كه انجام مى دهيد. پس مى توان آن را بهبود بخشيد. از مديريت زمان به عنوان يك ابزار براى هدفگذارى، اولويت بندى هدف ها و معرفى فعاليت هايى كه به شما در راستاى نيل به اين اهداف كمك مى كند، استفاده كنيد. درواقع مديريت زمان به شما اين امكان را مى دهد تا هوشمندتر كاركنيد، نه سخت تر.

منبع: ایران

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 0:5 توسط علی |

كارشناسان كميته بين‌المللي حقيقت‌ياب اعلام كردند: سه تن از چهار ديپلمات ربوده‌شده ايراني در لبنان همچنان زنده هستند و در اسرائيل به سر مي‌برند.

به گزارش فارس به نقل از پايگاه خبري "وعد" وابسته به حزب‌الله لبنان، يك كميته ويژه مركب از كارشناسان كميته بين‌المللي حقيقت‌ياب به دور از فضاسازي‌هاي سياسي و رسانه‌اي در حال برقراري تماس‌هايي با طرف‌هاي لبناني و منطقه‌اي هستند تا از صحت و سقم اطلاعاتي كه در اين باره در اختيار سازمان‌ملل‌متحد قرار گرفته اطمينان يابند.

كارشناسان كميته بين‌المللي حقيقت‌ياب كه مسؤوليت هماهنگي با سازمان اطلاعات آلمان و طرف‌هاي منطقه‌اي در فرايند مبادله اسيران بين حزب‌الله و رژيم صهيونيستي را بر عهده دارند، اعلام كردند: سه تن از چهار ديپلمات ربوده‌شده ايراني در لبنان همچنان زنده هستند و در اسرائيل به سر مي‌برند.

اين كارشناسان تأكيد كردند سه تن از چهار ديپلمات ايراني كه در چهاردهم تيرماه سال 1361 در منطقه برباره در جاده طرابلس به دست مزدوران حزب راستگراي مسيحي كتائب ربوده شدند همچنان زنده هستند و در اسارت اسرائيل به سر مي‌برند.

اين گزارش حاكي است يكي از اين ديپلمات‌هاي كه به‌عنوان كاردار سفارت مشغول فعاليت بوده و به زبان عربي تسلط داشته است ساعاتي پس از ربوده‌شدن به شهادت رسيده و دليل آن نيز اين بوده است كه متوجه شده كه ربايندگان قصد دارند آنها را تحويل اسرائيل دهند.

منابع غربي مرتبط با پرونده تصريح كردند: اسرائيل همچنان از تأييد صحت و سقم اين اطلاعات خودداري مي‌كند و اعلام نظر در اين باره را به روشن‌شدن سرنوشت "رون آراد" خلبان ناپديدشده اسرائيلي در جريان بمباران جنوب لبنان در سال 1361 موكول كرده است.

اين منابع افزودند: اين مسأله باعث شده تا فرايند مبادله اسيران كه قرار بود حدود چهار سال پيش با عنوان "مرحله دوم مبادله اسيران" به سرانجام برسد به تعويق بيفتد.
پايگاه خبري "وعد" تأكيد كرده است كه پيگيران اين پرونده معتقدند كه بعيد نيست آن دسته از اطلاعاتي كه از طريق منابع لبناني بسيار مطلع كه در اين قضيه نقش داشته‌اند اخذ شده دو از حقيقت نباشد.

"سيد محسن موسوي" كاردار سفارت جمهوري اسلامي ‌ايران دربيروت، "‌كاظم اخوان" خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي، "‌احمد متوسليان" وابسته نظامي و "تقي رستگار مقدم" كارمند سفارت ايران، چهاردهم تيرماه سال 1361 ربوده شدند كه تا امروز خبر موثقي از آنها به دست نيامده‌اند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 1:0 توسط علی |

پليس گفت حبيبه زماني كه پدر فقيرش مي خواسته او را به همسري پسر 23 ساله اي كه همسايه آنها بوده است درآورد ابراز نارضايتي كرده است اما آنقدر مي ترسيده كه آشكارا اعتراضي نكرده است.

بر اساس اعلام پليس همكلاسان يك دختر 13 ساله بنگلادشي كه والدينش قصد داشتند او را به زور شوهر دهند براي جلوگيري از اين كار دست به تظاهرات زدند.
 
به گزارش فارس به نقل از بي بي سي، حدود 50 كودك در شهر ستخيرا به خيابانها ريختند و خواستار توقف ازدواج حبيبه سلطانا شدند. اين كودكان همچنين با ارائه شكايتي به پليس خواستار اقدام پليس در اين زمينه شد كه پليس هم با احضار پدر حبيبه دستور داد تا ازدواج دختر كه به نظر آنها غير قانوني بوده متوقف شود.

به پدر دستور داده شد تا تعهدنامه اي را امضا كند كه در آن متعهد مي شود تا زمانيكه دخترش يك كودك است او را شوهر ندهد. قرار بود عروسي روز جمعه در شهر ستخيرا در جنوب غربي بنگلادش صورت گيرد.

پليس گفت حبيبه زماني كه پدر فقيرش مي خواسته او را به همسري پسر 23 ساله اي كه همسايه آنها بوده است درآورد ابراز نارضايتي كرده است اما آنقدر مي ترسيده كه آشكارا اعتراضي نكرده است.

زماني كه او مسئله را با همكلاسي‌ها و دوستانش در ميان مي گذارد آنها او را تشويق به مقاومت و نپذيرفتن مي‌كنند. والدين دوستان حبيبه نيز با پدر مادر او تماس گرفتند تا آنها را از اين كار منصرف كنند.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 0:17 توسط علی |

بزرگترين گنبد پيش ساخته جهان در بقاع متبرک حرمين عسکريين بزودي نصب مي شود.
به دنبال انتشار خبر بازسازي حرمين عسکريين به دست هنرمندان استان فارس ، حسن نامداري ، رئيس ستاد معين پشتيباني عتبات عاليات از شروع ساخت گنبد بقاع متبرکه عتبات که در تعدي متجاوزان به طور کامل تخريب شد، خبر داد و گفت: اين گنبد به صورت پيش ساخته از سوي حسن شکراللهي در قطعاتي با ارتفاع 4متر ساخته مي شود و پس از انتقال به حرمين ، در کمتر از 48ساعت نصب خواهد شد.
به گزارش حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي ، نامداري همچنين گفت: استاد محمدعلي شکرخند نيز يکي از 4صندوق مزارهاي امامان هادي و حسن عسکري عليهماالسلام و حضرات حکيمه خاتون و نرجس خاتون را با استفاده از چوب ساج و براساس نمونه اصلي که قدمتي بيش از هزار سال دارد، ساخته است

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 23:51 توسط علی |

 

 

»حامد طالبی - همزمان با ناكامي و توقف فعاليت سايت فارسي راديو اسرائيل، اين بار سايت فارسي وزارت خارجه رژيم صهيونيستي با مديريت يك ضد انقلاب ايراني تبار آغاز به كار كرد.
سايت فارسي وزارت خارجه رژيم صهيونيستي دقيقا همزمان با 18 تير سال جاري به سردبيري "منوشه امير" افتتاح شد.
وزير امور خارجه اين رژيم از "منوشه امير" تحت عنوان كارشناس امور ايران نام برده است.
در كنفرانس خبري وزارت خارجه رژيم صهيونيستي كه براي افتتاح اين سايت ترتيب داده شده بود و حكايت از سرمايه گذاري كلان اين رژيم براي اثرگذاري بر افكارعمومي ايران دارد، خانم "تيسپي ليوني" معاون نخست وزير و وزير خارجه اين رژيم و خانم "اميرا اورون" سرپرست بخش رسانه هاي گروهي عربي و فارسي سخنراني كردند.
وزير خارجه رژيم تروريست صهيونيستي، در اين كنفرانس مدعي شد كه اسرائيل با ايران خصومتي ندارد اما بلافاصله در سخناني خصمانه و تروريستي خواستار صدور قطعنامه هاي بعدي از سوي شوراي امنيت عليه ايران شد تا ملت ايران از انرژي صلح آميز هسته اي دست بردارند.
در عين حال همزمان با راه اندازي پرهياهوي اين سايت، سايت فارسي راديو اسرائيل اعلام كرد كه تاكنون به صورت داوطلبانه فعاليت كرده است و به دليل نبود بودجه! قراردادن متن اخبار بروي سايت اينترنتي راديو اسرائيل را قطع مي كند.
سايت فارسي راديو اسرائيل در ادامه متن اعلام قطع فعاليت اين سايت، در يك مظلوم نمايي مضحك، نوشته است : "کاسه صبر ما که سالها داوطلبانه و با صبوري بسيار و با صرف ساعات طولاني اين وظيفه را ادامه داده بوديم، لبريز گرديد و اين خدمت را فعلا راکد ميگذاريم. در طول سالها، اين خدمت داوطلبانه را پس از پايان پخش برنامه زنده، انجام داديم و گاه تا نيمه شب، در ساختمان راديو مانديم تا اين خدمت به بهترين نحو انجام شود."
با توجه به قرائن موجود به نظر مي رسد، سايت هاي فارسي زبان رژيم صهيونيستي در پي ناتواني در القاء اخبار كذب خود به افكار عمومي ايران، دچار بحران شده و يك درگيري دروني در بخش رسانه هاي گروهي فارسي اين رژيم رخ داده است.
تعطيلي سايت فارسي راديو اسرائيل كه خودشان علت آن را نبود بودجه! عنوان كرده اند، در همين راستا ارزيابي مي شود كه رژيم صهيونيستي از اثرگذاري راديو اسرائيل نااميد شده است.
اين احتمال از آنجا قوت مي گيرد كه "منوشه امير" تاكنون مدير بخش فارسي راديو اسرائيل بوده و به دليل انتقال به سردبيري سايت فارسي وزارت خارجه مدعي شده كه راديو اسرائيل نمي‌تواند ادامه كار دهد.
نام اصلي "منوشه امير" - صهيونيست ايراني تبار- منوچهر ساچمه‌چي است و هم اكنون مديريت پشت صحنه چند تلويزيون ماهواره اي ضد انقلاب در لس آنجلس از جمله NITV و تلويزيون آزادي را بر عهده دارد.
وي پس از تزلزل مباني اصلي رژيم صهيونيستي در موضوع هولوکاست توسط محمود احمدي نژاد رئيس جمهور، بخش فارسی سايت بنياد اسرائيلی يدوشم (بنياد يادبود هولوکاست) را نيز راه اندازي كرده بود.
عليرضا نوري زاده در ميان ضدانقلابيون فراري مقيم آمريكا، از نوچه هاي اصلي "منوشه امير" محسوب مي شود كه حلقه هاي پيوند ضدانقلاب مدعي دفاع از ملت ايران با صهيونيست هاي تروريست و نژادپرست را بيش از پيش نمايان مي‌كند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 23:49 توسط علی |

يك مشاور نخست وزير عراق روز پنجشنبه گفت كه عراق امكان اعدام "علي شيميايي" كه متهم به كشتار كردها در سال ‪ ۱۹۸۸‬ميلادي است، در كردستان عراق بررسي مي‌كند.

"بسيم رياض" مشاور "نوري المالكي" نخست وزير عراق در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاري فرانسه اظهار داشت: هزاران نفر از شهروندان كرد درخواست دارند كه علي شيميايي در كردستان به دار آويخته شود.

وي افزود: دولت اين درخواست‌ها را بررسي مي‌كند. باوجود اين حكم اعدام علي شيمايي بايد توسط دادگاه استيناف نيز تاييد شود.

"علي حسن‌المجيد" معروف به "علي شيميايي" در ‪ ۲۴‬ژوئن به جرم كشتار، جنايات جنگي و جنايت عليه بشريت به اعدام محكوم شد.

به گزارش ايرنا، "علي شيميايي" كه پسرعموي صدام حسين و وزير اسبق دفاع عراق بوده، اصلي‌ترين متهم پرونده كشتار حدود ‪ ۱۰۰‬هزار نفر از كردهاي عراق معروف به پرونده "انفال" است.

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 23:46 توسط علی |

آمريکا هر ماه ده‌هزار عراقی را می‌کشد؟ يا بيشتر؟

مايکل شوارتز*


مجله‌ی لنست (معتبرترين نشريه‌ی پزشکی بريتانيا) در شماره‌ی دوازدهم اکتبر ۲۰۰۶ خود تحقیقی سنجيده را منتشر کرد که در خاتمه نتيجه‌گيری کرده بود که – از سال گذشته – ششصدهزار عراقی به خاطر جنگ در عراق به شيوه‌ای خشونت‌آميز کشته شده‌اند. يعنی ميزان مرگ و مير عراقی‌ها در ۳۹ ماه نخست جنگ حدود پانزده هزار نفر در ماه بوده است.

اين بدترين بخش ماجرا نبود؛ چون آهنگ مرگ و مير به طرز شتابنده‌ای رو به افزايش بود، و در نيمه‌ی نخست سال ۲۰۰۶ ميزان ماهيانه‌ی مرگ و مير حدود سی هزار نفر در ماه بود. و اين میزان بدون هيچ ترديدی با درگيری‌های خشن پس از افزايش تعداد آمريکايی‌ها افزايش يافته است.

دولت‌های آمريکا و انگليس به سرعت اين نتايج را رد کرده و آن‌ها را «از حيث روش‌شناختی مخدوش» خواندند؛ با وجود اين‌که محققان از روندهای استانداردی برای محاسبه‌ی مرگ و مير در جنگ و منطقه‌های مصيبت‌زده استفاده کرده بودند. (آن‌ها به طور تصادفی از تعدادی خانه ديدن کرده بودند و از ساکنان پرسيده بودند آيا کسی در خانواده‌ی آن‌ها در چند سال گذشته کشته شده است و اين جزييات را ثبت کردند و گواهی‌های فوت را نیز در اکثر موارد بررسی کرده بودند.) دو دولت مهاجم هيچ دليل متقنی برای رد يافته‌های اين بررسی ارايه نکردند، و اعتنايی هم به اين نکته نکردند که خودشان پشتيبانی بررسی‌های مشابهی بوده‌اند (که بعضی‌ها توسط همان محققان انجام شده بودند) و اين بررسی‌ها در ساير مناطق مصيبت‌زده، از جمله دارفور و کوزوو، انجام شده‌اند. اما دلايل امتناع اين دولت‌ها به قدر کافی روشن است: پذيرفتن اين نتايج برای دولت‌های مقصر بسيار ویرانگر بود. (دولت انگليس بعداً به طور مخفيانه‌ پذيرفت که اين تحقيق «راهی امتحان شده برای محاسبه‌ی ميزان مرگ و مير در مناطق درگيری‌ست»؛ اما هرگز رسماً به اعتبار آن گردن ننهاد).

محققان معتبر تقريباً بدون هيچ مخالفتی قبول دارند که نتايج لَنْسِت معتبر هستند. خوان کول،‌ مطرح‌ترين محقق آمریکايی خاورميانه، اين موضوع را در اظهار نظری بسيار روشن خلاصه کرده است: «ماجراجويی‌های مصيبت‌بار آمريکا در عراق [ظرف مدتی بيش از سه سال] باعث کشته شدن آن عده غیرنظامی شده است که صدام در ظرف ۲۵ سال نتوانسته بود مرتکب اين همه قتل شود».

علی‌رغم اجماع تحقيقی که در اين زمينه وجود دارد، انکار دولت‌ها از منظر آموزش عمومی بسيار مؤثر بوده است، و تعداد کمی از اخباری هم که بررسی لنست را ذکر می‌کنند، آن‌ را در کنار تکذيبيه‌های رسمی قرار می‌دهند. به عنوان مثال، در گزارشی در بی‌بی‌سی اين رقم در مقاله‌ای با عنوان «افزايش عظيم ميزان تلفات در عراق» ذکر شده بود و تکذيبيه‌ی مفصل جورج بوش هم به دنبال آن آمده بود که گفته بود «روش‌‌های اين بررسی اعتبار چندانی ندارد» و افزوده بود که «ششصد هزار نفر يا هر عددی که اين‌ها حدس زده‌اند . . . واقعاً باورکردنی نيست». در نتيجه اين شيوه‌ی پوشش، بيشتر آمريکايی‌ها احتمالاً معتقدند که رقم سی هزار نفر تلفات غيرنظامی که بوش در دسامبر ۲۰۰۵ ارايه کرد (که کمتر از ۱۰ درصد رقم واقعی‌ست) بهترين تخمين از ميزان مرگ و مير عراقی‌ها تا آن زمان بوده است.

شمارش تعداد عراقی‌های کشته شده به دست نيروهای اشغال‌گر

اين آمار تکان‌دهنده زمانی هول‌آورتر می‌شوند که می‌بينيم در ميان ششصدهزار نفر قربانی خشونت‌های جنگ عراق (يا حتی بيش از اين تعداد)، بيشتر قربانيان توسط نظاميان آمريکايی به قتل رسيده‌اند و نه توسط بمب‌های جاده‌ای يا جوخه‌های مرگ يا مجرمان خشن – يا حتی مجموع اين گروه‌ها.

مصاحبه‌گران لنست از پرسش‌شوندگان عراقی‌شان پرسيده بودند که عزيزان‌شان چگونه مرده‌اند و چه کسی مسئول آن است. شناخت خانواده‌ها درباره‌ی علل مرگ‌ها بسيار خوب بود، و به گزارش‌گران می‌گفتند بيش از نيمی (۵۶ درصد) به ضرب گلوله کشته شده‌اند، و حدود يک هشتم (۱۳ درصد) به خاطر بمب‌گذاری‌های خودروها، حملات هوايی (۱۳ درصد) و سایر اتفاقات (۱۴ درصد). تنها ۴ درصد کشته‌شدگان به عللی نامعلوم کشته شده بودند.

خانواده‌ها به آن اندازه نمی‌توانستند مقصر را پيدا کنند. اگر چه مثلاً می‌دانستند که قربانيان حملاتِ‌ هوايی به دست اشغال‌گران کشته شده‌اند و قربانيان بمب‌گذاری‌های خودرو توسط شورشيان کشته شده‌اند، قربانيان اصابت گلوله و موارد ديگر تلفات اغلب در درگيری‌ها و شرايطی رخ داده‌اند که شاهدی وجود نداشته است. در نتيجه، خيلی اوقات اين‌ها با اطمينان نمی‌توانستند بگويند مقصر کی‌ست. تنها مواردی که ضبط شده‌اند موارد قطعی بوده است و گزارش‌گران طرف مقصر را در صورتی که «خانواده‌ها کوچک‌ترين ترديدی داشتند» که چه کسی باعث مرگ شده است، ضبط نکرده‌اند.

اما با اين حال نتايج برای آن عده از ما که مطبوعات آمريکا را می‌خوانند، ضعیف و نامطمئن هستند: برای تلفاتی که خانواده‌های قربانيان می‌دانستند مقصر کی‌ست، نيروهای آمريکايی (يا «ائتلاف هم‌رأيان» متحدشان) مسئول ۵۶ درصد اين تلفات بودند. اين يعنی می‌توان با اطمينان گفت که نيروهای ائتلاف تا نيمه‌ی سال ۲۰۰۶ حداقل صدوهشتاد هزار عراقی را کشته‌اند. علاوه بر اين، ما کاملاً مطمئن هستيم که آمريکا سهم نسبی تقصير خود (يا بيشتر از آن) را در مرگ‌های نسبت داده نشده را دارد. اين يعنی آمريکا و متحدان‌اش تا نيمه‌ی سال ۲۰۰۶ بيش از سیصدوسی هزار عراقی را کشته‌اند.

رقم باقی‌مانده را می‌توان به شورشيان، مجرمان و نيروهای عراقی نسبت داد. و بگذاريد اين نکته را روشن بگوييم: بمب‌گذاری خودروها، که تنها منبعی‌ست که شناسايی‌اش برای خانواده‌های قربانيان آسان بود، مسئول ۱۳ درصد از تلفات است که حدود هشالد هزار نفر را شامل می‌شود يعنی دو هزار نفر در ماه. اين رقم هولناکی‌ست، اما در مقايسه با کل ارقام تلفاتی که آمريکايی‌ها به جا گذاشته‌اند بسيار بيش از نيمی از آن رقم است و کمتر از يک چهارم کل تلفات احتمالی حاصل از کارهای آمريکايی‌هاست.

حتی اگر با رقم پايين‌تر تأييد شده‌ی صدوهشتاد هزار نفر تلفات عراقی کار کنيم که نتيجه‌ی آتشِ نيروهای ائتلافی‌ست، به رقم ماهانه‌ی پنج هزار نفر تلفات عراقی می‌رسيم که توسط نيروهای آمريکايی و متحدانِ ما از زمان آغاز جنگ کشته شده‌اند. و اين را هم بايد به ياد داشته باشيم که ميزان تلفات دو برابر ميزان تلفات ميانگين سال ۲۰۰۶ بود؛ به اين معنا که ميانگين آمريکايی‌ها در سال ۲۰۰۶ خيلی بالاتر از ده هزار نفر در ماه بود يا چيزی بيش از سیصد عراقی در روز، که شامل روزهای يک‌شنبه هم می‌شد. با افزايش نيروهای آمريکایی که در سال ۲۰۰۷ آغاز شد، رقم فعلی احتمالاً افزايش بيشتری هم خواهد داشت.

چرا ما چيزی درباره‌ی اين‌ها نمی‌دانيم؟

اين ارقام برای خيلی از آمريکايی‌ها محال به نظر می‌رسند. يقيناً کشته شدن سیصد نفر عراقی در روز به دست آمريکايی‌ها بارها و بارها خبرساز می‌شود. و با اين‌حال، رسانه‌های الکترونيک و چاپی خیلی راحت به ما نمی‌گويند که آمريکا باعث کشته شدن تمام اين افراد می‌شود. ما خبرهای زيادی درباره‌ی خودروهای بمب‌گذاری شده و جوخه‌های مرگ می شنويم،‌ اما اخباری درباره‌ی کشته شدن عراقی‌ها به دست آمريکايی‌ها نمی‌شنويم مگر درباره‌ی اخبار پراکنده‌ی تروريستی يا فجايع پراکنده‌ی ديگر.

پس آمريکا چگونه اين قتل عام را انجام می‌دهد و چرا این وضعيت ارزش خبری ندارد؟ پاسخ اين سؤال در آمار حيرت‌آور ديگری نهفته است: اين آمار را نيروهای نظامی آمريکا منتشر کرده و توسط مؤسسه‌ی فوق‌العاده معتبر بروکينگز گزارش شده است: در چهار سال گذشته، نيروهای نظامی آمريکا روزانه بيش از هزار نيروی گشت‌زنی را به محله‌های دشمن می‌فرستد و به دنبال دستگيری يا کشتن شورشيان و تروريست‌هاست. (اگر سربازان عراقی را نيز که در ميان نيروهای آمريکايی حضور دارند به شمار آوريم، از ماه فوريه، اين تعداد به حدود پنج هزار نيروی گشت در روز رسيده است).

اين هزاران نيروی گشت مرتباً باعث مرگ هزاران عراقی می‌شوند؛ چون اين‌ها بر خلاف چيزی که اول به ذهن می‌آيد، فقط کارشان «راه رفتن زير آفتاب» نيست. در واقع، همان‌طور که نير روزن، يک روزنامه‌نگار مستقل، در کتاب بسيار خواندنی‌اش، «در درون پرنده‌ی سبز»، به روشنی و به شيوه‌ای دردناک توصيف کرده است، اين گشت‌زنی‌ها وحشی‌گری‌های پرزوری را در بر می‌گيرد که فقط گهگاهی توسط يک روزنامه‌نگار مستقل از جريان کلی رسانه‌های آمريکا گزارش می‌شود.

وقتی که هدف و روند کار اين گشت‌ها را درک کنيم، اين توحش کاملاً منطقی می‌نمايد. سربازان و تفنگداران دريايی آمريکا به ميان جامعه‌های دشمن فرستاده می‌شوند و کل جمعيت پشتيبان نيروهای شورشی‌ست. اين‌ها اغلب فهرستی از نشانی مظنونين دارند و کارشان بازجويی، دستگيری يا کشتن فرد مظنون، و جست‌وجوی خانه‌ها به دنبال مدارک مجرمانه، به ويژه اسلحه و مهمات، و همچنين مطالب، تجهيزات ويديويی و ساير مواردی‌ست که نيروهای شورشی برای فعاليت‌های سياسی يا نظامی به آن‌ها نياز دارند. اين افراد وقتی فهرستی از مظنونين در دست نداشته باشند، جست‌وجوی «خانه به خانه» را آغاز می‌کنند و به دنبال رفتارهای مشکوک، افراد يا مدارک مشکوک می‌گردند.

با اين چهارچوب، هر مردی که در سن جنگ باشد، نه تنها مظنون است بلکه بالقوه يک دشمن خطرناک به حساب می‌آيد. به سربازان ما می‌گويند که خطر نکنند: مثلاً در بسياری از موارد نفس در زدن ممکن است باعث شليک گلوله به در شود. در نتيجه به آن‌ها دستور داده شده که هر وقت با وضعيتی ظاهراً خطرناک روبه‌رو هستند، غافلگيرانه عمل کنند – درها را بشکنند، به هر چيز مشکوکی شليک کنند، و درون هر اتاق يا خانه‌ای که احتمال مقاومت در آن‌ها باشد نارنجک بيندازند. اگر با مقاومت محسوسی روبه‌رو شوند، به جای اين‌که سعی کنند به ساختمان حمله کنند، می‌توانند از توپخانه يا نيروهای هوايی پشتيبانی بخواهند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 23:39 توسط علی |

هنوز آثار اقدامات کنسول سابق ونزوئلا در تهران که پس از رسوايي اخلاقي رابطه وي با يک زن شوهردار ايراني اخراج و موجب تغيير ناگهاني تمام اعضاي اين سفارتخانه شد، باقي مانده است.

در حالي که رئيس‌جمهور، ايران را خانه دوم هوگو چاوز رئيس‌جمهور ونزوئلا خوانده بود و وي با چفيه بر مزار شهداي دفاع مقدس حضور پيدا کرد، گوشه‌هايي از فساد اخلاقي موجود در سفارت ونزوئلا در تهران افشا شد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، پس از تغيير کنسول سفارت ونزوئلا در تهران، به دليل يک رسوايي اخلاقي، تعداد زيادي از دختران جوان زير ۲۵ سال ايراني در اين سفارت استخدام و هرچند توانايي زيادي در مترجمي و انجام فعاليت‌هاي ديپلماتيک ندارند، در عوض زينت‌دهنده مجالس و ميهماني‌ها و بزم‌هاي شبانه کارکنان اين سفارتخانه شده‌اند.

در ميهماني‌هاي اين سفارتخانه که با سرو مشروبات الکلي همراه است، دختران ايراني با وضع زننده‌اي حضور پيدا مي‌کنند. کارکنان سفارت ونزوئلا همچنين دختران جوان ايراني را طبق رسم خاصي بين خود قرعه‌کشي مي‌کنند.

اين در حالي است که هنوز آثار اقدامات کنسول سابق ونزوئلا در تهران که پس از رسوايي اخلاقي رابطه وي با يک زن شوهردار ايراني اخراج و موجب تغيير ناگهاني تمام اعضاي اين سفارتخانه شد، باقي مانده است.

گفته مي‌شود ديپلمات‌هاي جديد سفارت ونزوئلا که اکثرا بدون سابقه ديپلماتيک هستند، با انداختن چفيه و گرفتن تسبيح، به مزاح مي‌پردازند.



دبير اول سفارت نيز که از کارکنان لجستيک شرکت HP در ونزوئلا بوده، فاقد هرگونه سابقه ديپلماتيک مي‌باشد و گفته مي‌شود اين وضعيت حتي مورد طعنه ديگر ديپلمات‌هاي کشورهاي آمريکاي لاتين شده است.
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 23:36 توسط علی |

 
رييس دانشگاه علوم پزشكي بقيه الله و اعضاي هيات علمي ‌پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي با آيت الله العظمي مكارم شيرازي ديدار كردند.

به گزارش ايسنا، آيت‌الله العظمي مكارم شيرازي، با بيان اين كه اسلام براي علم محدوديتي قائل نشده است، گفت: اساس و هدف دعوت انبياء علوم و تربيت بيان شده است تا بشر به واسطه‌ي آن به تكاپو برسد. حتي عظمت حضرت آدم نيز به واسطه‌ي علم بوده است.

وي به بيان شرايط تكامل علم پرداخت و گفت: برخي از علوم مانند انرژي هسته‌يي جنبه‌ي دو گانه داشته و مي‌توان از آن‌ها بهره مثبت يا منفي برد.

اين مرجع تقليد تصريح كرد: امروزه چند دولت غربي به دروغ خود را جامعه بين المللي ناميده و مدعي هستند كه نبايد ايران فعاليت هسته‌يي داشته باشد.

وي در ادامه به علم شبيه سازي و بيوتكنولوژي اشاره كرد و اظهار داشت: شبيه سازي برخلاف غلو عده‌اي نه تنها آفرينش انسان يا حيوان نيست، بلكه خود از عجايب خلقت است.

آيت الله العظمي مكارم شيرازي بر توجه به آثار جنبي شبيه سازي تاكيد كرد و گفت:‌ شايد در شبيه سازي گياهان و حيوانات مسايل چنداني مطرح نشود ولي در شبيه سازي انسان آثار اخلاقي و حقوقي مطرح است. مثلا در روش لقاح خارجي، اسلام با بيان حد و مرزي آن را پذيرفته است.

وي فعاليت دانشمندان ايراني در زمينه‌ي شبيه سازي را كليدي خواند و گفت: ساماندهي اين علم زمينه ساز ساماندهي و حرمت رو به جلوي علمي ‌كشور خواهد بود.

آيت الله العظمي مكارم شيرازي خاطر نشان كرد:‌ نبايد حركت رو به جلوي دانشمندان جوان كشور متوقف شود بلكه دانشمندان مسلمان بايد همانند گذشته پيشرو در علوم باشند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 0:1 توسط علی |

اولیش اینه :

 "محمد" محبوب ترين نام در سال 2007 در انگليس است.

به گزاش روزنامه "تايمز" انگليس ، مراکز اطلاعاتي و آماري اين کشور اعلام كردند كه نام "محمد" تا پايان سال 2007 در صدر اسامي كودكان پسر انگليسي قرار خواهد گرفت.

به گزارش "اداره آمار ملي" انگليس، نام محمد، در حال حاضر پس از "جك" در جايگاه دوم قرار دارد.

انتخاب نام پيامبر رحمت و مغفرت حضرت محمد(ص) در کشوري که تبليغات ضد اسلامي در آن رايج است و صهيونيست ها در رسانه هاي اين کشور نفوذ زيادي دارند ، نشان از افزايش جمعيت مسلمانان در اروپا و غرب دارد.

واین هم مطلب زیبا :میشه دفتر شهادت هنوز باز باشه

شهروند آمریکایی با خون فلسطینی      
 


 راشل کوری دختري آمریکایی است که از زندگی مرفه خود در المپیای واشنگتن دست کشید و به همراه تنی چند از دوستان همفکرش به خطرناک­ترین نقطه دنیا، به رفح، آمد تا مانع تخریب خانه­های فلسطینیان بدست سربازان اسرائیلی بشود و در این راه جان خود فدا كرد.
خبرگزاری­ها، شبکه­های تلویزیونی و مطبوعات آمریکا و اسرائیل طبق روال معمولشان خیلی گذرا از کنار آن گذشتند. ما روایت حادثه مرگ راشل کوری را از زبان ژوزف اسمیت که به همراه او به فلسطین آمد بازگو می­کنیم: تاریخ روایت ماه مارس 2003 است.

من ژوزف اسمیت هستم؛ 21 ساله و اهل کانزاس از ایالت میسوری آمریکا. دو ماه است که به عضویت جنبش همبستگی بین­المللی در آمده، در رفح مستقر شده­ام و قصد دارم دو ماه دیگر نیز بمانم. به­محض مراجعت به آمریکا در هر زمان و مکان که بتوانم شرح وقایع فلسطین و رفح را به گوش مردم رسانده، خواهم کوشید با تظاهرات و اجرای برنامه­های مختلف، هموطنانم را از مصائب مردم فلسطین و تبعیض­های نژادی و جنگ­ها آگاه سازم.
جنبش همبستگی بین­المللی(International Solidarity Movement) از تشکل­های حامی مردم فلسطین است که آغوش خود را به روی داوطلبان تمام کشور­های دنیا – که برای مبارزه با اشغالگران قایل به توسل به شیوه­های مقاومت بدون خشونت هستند- گشوده است؛ ما در میان مردم فلسطین حاضر شده­ایم و از ظلمی که از ارتش اسرائیل براین مردم می­رود گزارش­های دست­اول تهیه می­کنیم. هدف ما همبستگی با این مردم است، در درد و رنج آنان شریکیم و خطر­هایی را که هر روز و هر شب از همه سو به آنان هجوم می­آورد، به جان می­خریم تا به دنیا ثابت کنیم هستند کسانی که با دل کندن از زندگی راحت به خاطر فلسطینیان به این سرزمین می­آیند.
تلاش ما ایجاد ارتباط بین مردم فلسطین وجهان خارج است. در واقع از رابطه­ها، رسانه­های بین­المللی و سفارتخانه­هایمان برای عطف توجه مردم جهان به مصائب فلسطینیان استفاده می­کنیم. خود نیز شاهد و ناظر نقض گسترده حقوق بشر از سوی اسرائیل هستیم و این موارد را به کمک سازمان­های رسمی حقوق بشر به ثبت می­رسانیم. بعضی وقت­ها جز ما چند نفر، هیچ یک از تشکل‌ها و سازمان­های بین­المللی در منطقه حضور ندارند و به طریق اولی در رفح نیز شاهد چنین بی­مهری­هایی هستیم. رسانه­های بین­المللی و مقامات سازمان ملل جرأت اقامت و فعالیت در این جا را ندارند.

و اکنون شرح ساعت به ساعت وقایع
روز یکشنبه 16 مارس -ساعت 13-11
ما به دو گروه تقسیم شده بودیم. گروهی را، که سپر انسانی برای محافظت از کارگران چاه آب بودند، به تل­سلطان فرستاده بودیم و گروه دوم نیز مراقبت از کارگران برق حی­السلام را برعهده داشتند. این دو منطقه به دلیل نزدیکی به مرز از هیچ امنیتی برخوردار نیست، زیرا تانک­های گشتی اسرائیل به­محض روئیت فلسطینی­ها، حتی کارگران غیر نظامی و کودکان در حال بازی را به گلوله می­بندند.

13.30-13
همقطارانم در حی­السلام متوجه عبور دو بولدوزر و یک تانک ارتش اسرائیل از مرز و تعرض به منطقه غیر نظامی فلسطین شدند. آنان به سمت مزارع و بناهای آسیب­­دیده رفتند و شروع به تخریب آنها کردند. خانه­های نزدیک مرز به­شدت در معرض تهدید و خطر بودند، برای همین سه تن از اعضای جنبش روی بام خانه­ای ایستادند و دوستان دیگرشان را فراخواندند.

14-13.30
من و یکی از آنان به سمت خانه دویدیم. بولدوزرها از پیشروی به سوی خانه­ای که بر بامش ایستاده بودیم دست کشیدند؛ برای اختلال در عملیات بولدوزرها به­آرامی به سویشان رفتیم و در میدان دیدشان نشستیم. بعد روی بام خانه نیمه­مخروبه­ای که در معرض تهدید بود، ایستادیم.
بولدوزر قصد تخریب خانه نیمه­مخروبه را داشت؛ دوست اسکاتلندی­ام کنار خانه جست­وخیز می­کرد تا مانع تخریب آنجا شود.
راشل و دو همقطار دیگرمان که در کنار چاه آب مراقبت می­کردند با یک پلاکارد و بلندگو به ما پیوستند. راشل و آن اسکاتلندی کت­های نارنجی­رنگ براق راه راه به تن داشتند.

15-14
یک خبرگزاری، سفارتخانه­های آمریکا و انگلیس را از رفتار تهاجمی بولدوزرهای ارتش اسرائیل و به خطر افتادن جان شهروندان آمریکایی و انگلیسی با­خبر کرد. اماآنها اقدامی نکردند.
بولدوزر تقلا می­کرد تا آن خانه نیمه مخروبه را فرو بریزد و ما همچنان سد راهش بودیم. ناگهان یک ستون بتونی کنار دوست اسکاتلندی­مان فرو ریخت که خوشبختانه آسیبی به او نرسید. از ترس آنکه مبادا اسرائیلی­ها دو خانه پشت این بنای نیمه­مخروبه را هدف بگیرند یک نفر را روی بام خانه­ها مستقر کردم و خود نیز بر بام نزدیکترین خانه ایستادم.
بولدوزر دیگر می­خواست گیاهان مزرعه­ها را نابود کند که راشل و دو نفر دیگر سد راهش شدند. راننده برای ترساندن راشل و همراهانش به پیشروی ادامه داد و حتی شروع به شکافتن زمین کرد، که خوشبختانه نزدیکی آنها ترمز کرد و آنها آسیبی ندیدند. بعد از ده دقیقه، بولدوزرها به سمت مرز عقب نشستند و کنار تانک­های اسرائیلی رو به خانه­ها موضع گرفتند. من روی بام ایستاده بودم. بقیه همقطارانم در حالی که پلاکارد «جنبش همبستگی بین­المللی» را بالای سر داشتند در مقابل تجهیزات ارتش جمع شدند و راشل با بلند گو با آنها شروع به صحبت کرد.
از دهان سربازان تانک، حرف­های رکیک بیرون می­آمد و از ما می­خواستند که برویم رد کارمان. چند تیر هشدار به زمین شلیک کردند و گاز اشک آور انداختند که با وزش باد به سمت شرق پراکنده شد. از رویارویی ما با بولدوزر­­ها چند دقیقه­ای می­گذشت که ناگهان تغییر مسیر داده­، به سمت شرق راندند. پنج نفر از همقطاران ما به تعقیب بولدوزر پرداختند. من و یکی دیگر از بام خانه پایین آمدیم. راشل همچنان داشت با بلندگو با سربازان صحبت می­کرد. سربازان قصد داشتند او را به تانک نزدیک کنند، ولی راشل به علت رفتار بی­نزاکت و تهاجمی آنها، امتناع کرد.

16-15
از دور دیدیم بولدوزرها دوباره به خاک فلسطین تعرض کرده، شش تن از دوستان ما سعی می­کنند جلوی آنها را بگیرند. بنابر­این تانک را به حال خود گذاشتیم و به دوستان پیوستیم. در این گیرو دار، یک همقطار آمریکایی به نام «ویل» به کپه­ای از سیم خاردار کوبیده شد.شانس آورد که بولدوزر ترمز کرد و به موقع عقب کشید. لباسش به سیم­خاردار گیر کرده بود که به کمک ما خلاص شد. تانک به نزدیکی ما آمد. سربازی سرش را از برجک آن بیرون آورد؛ چشمانش ناگهان گرد شد؛ گویی انتظار نداشت «ویل» را زنده ببیند.

45/16-16
روی ساختمان­های مخروبه رفتیم تا نگذاریم بولدوزرها به زمین­های فلسطینی‌ها آسیب برسانند. رانندگان بولدوزر­ها فحش می­دادند، می­خندیدند و شکلک در­می­آوردند.

17-45/16
یکی از اهالی رفح پزشکی بود که راشل و سایر دوستان ما اغلب در خانه او اقامت می­کردند. بولدوزری به سمت خانه او آمد. راشل سر راه نشسته بود. از روی بلندی به خوبی می­توانستیم دوروبرمان را ببینیم. راشل کت نارنجی براق به تن داشت و در فاصله حدود 15متری بولدوزر روی زمین نشسته بود. در این اثنا مثل بقیه همقطارانمان، که توانسته بودند بولدوزرها را به عقب نشینی وادار کنند، شروع به جنب وجوش و فریاد کرد.
بولدوزر همچنان جلو می­آمد و در نزدیکی راشل خاک را زیرورو می­کرد. تلی از خاک که با بیل بولدوزر کنده شده بود شکل گرفت. اگر همانجا ترمز کرده بود شاید در نهایت پاهایش می­شکست. اما بولدوزر با پیشروی خود، راشل را به زیر کشید.
به طرف بولدوزر دویدیم. داد و فریاد راه انداختیم. یکی از دوستان با بلندگو فریاد می­کشید؛ اما راننده همچنان بی­اعتنا به داد و قال ما به پیش راند و راشل را کاملاً زیر گرفت. سپس بدون آنکه بیل را بلند کند، دنده عقب گرفت و همین­طور که به خط مرزی باز می­گشت راشل را روی زمین خردوخمیر کرد.
سه نفر به طرف راشل دویدند و بی­درنگ کمک­های اولیه را شروع کردند. بدنش آش و لاش، صورتش خونین و پوستش کبود شده بود. با صدای ضعیف و حلقومی گفت: «کمرم شکست!» دیگر از او چیزی نشنیدیم. او را به پهلو خواباندیم تا در صورت استفراغ یا خونریزی، خفه نشود.
علائم خونریزی مغزی را تشخیص دادیم. سرش را بالا گرفتیم و دائم با او حرف می­زدیم تا هوشیاری­اش حفظ شود. بولدوزری که در فاصله سی متری از ما کار می­کرد دست کشید و به سمت مرز عقب نشست و در نزدیکی بولدوزر قاتل توقف کرد. تانک به ما نزدیک شد تا اوضاع را بررسی کند. نعره­زنان گفتیم بولدوزر از روی دوستم عبور کرده و او می­میرد. اما دریغ از کلامی که از دهان سربازان بیرون بیاید. نه کمک کردند و نه سوالی پرسیدند. با بیسیم پیام­هایی ردوبدل کردند و بدون عقب­نشینی میان دو بولدوزر توقف کردند.
یکی از همقطارانم به خانه دکتر دوید تا او را برای کمک بر بالین راشل بیاورد و آمبولانس خبر کند. ما با تلفن‌های همراه خود نمی­توانستیم شماره اورژانس را بگیریم. به سربازان اطلاع دادیم آمبولانس فلسطینی در راه است تا به سویش تیر­اندازی نکنند.

15/17-17
آمبولانس رسید. امدادگران با به خطر انداختن جانشان از آمبولانس بیرون آمدند و برای انتقال راشل دوان دوان به نوار مرزی رفتند. ما نیز همچون سپر انسانی نگذاشتیم تیراندازان تانک به امدادگران آسیب برسانند؛ قبلا بارها مرتکب این عمل شده بودند.
از بولدوزر­ها عکس گرفتیم، اما تصویربرداری از راننده به خاطر شیشه­های دودی اتاقک بولدوزر ممکن نشد. راشل را به آمبولانس رساندند. چشمانش باز بود و هنوز نفس می­کشید. اما آثار درد شدید از سیمایش پیدا بود. چهار همقطارم راشل را تا بیمارستان «النجار» همراهی کردند.

20/17
جسد راشل را که رویش ملافه سفیدی بود از اورژانس خارج کرده، مرگ او را به همه اعلام کردند.
«تمام شد»

محمد، از دوستان ما و عضو قابل اعتماد جنبش، در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده، بغض راه گلویش را بسته بود، گفت: «تمام کرد.» نمی توانستم مرگ سریع راشل را باور کنم. حیرت­زده و مبهوت به دیوار تکیه دادم و ناگهان مانند دیگران بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. محمد به یکی از شبکه­­­های تلویزیونی بین­المللی این حادثه دلخراش را خبر داده بود.
و اما بعد......
من و راشل در یک کالج تحصیل می­کردیم. اما آشنایی ما دورادور بود. روزی که به من ایمیل زد و گفت قصد دارد یکسره به رفح بیاید بسیار خوشحال شدم. ملحق شدن عضوی جدید برای مدتی طولانی به ما به­خصوص شخصیتی متعهد و ایثارگر چون راشل تصادفی هیجان­انگیز وغيرقابل تصور بود.
راشل به نیت اقامت دو یا چند ماهه به رفح آمد. اما انگیزه و رویای بزرگتری در سر می­پروراند: خواهرخواندگی رفح با المپیا در آمریکا. در صورت تحقق این آرزو، افراد وموسسات هر دو شهر، مدارس و مراکز آموزشی، بیمارستان­ها، صاحبان حرفه­ها و مشاغل و..... در ارتباط اختصاصی دوسویه به یکدیگر خدمات‌رسانی کرده، تعامل می­کنند. المپیا با چند شهر دنیا چنین ارتباط­هایی دارد.
راشل با ده­ها فرد و سازمان در رفح تماس گرفت تا موافقت آنها را با اعزام گروه­هایی از المپیا به این منطقه و متقلابلآً استقرار گروه­هایی از اهالی رفح در المپیا بگیرد. رویای زیبایی بود که من به یاد او برای عملی ساختنش تلاشی پیگیرانه خواهم کرد.
خلاقیت و ابتکار از خصوصیات راشل بود. در المپیا هرساله رژه­ای با شرکت نمایندگان نژادها، طبقات، گرایش­های سیاسی ودیگر اقشار جامعه به نام «راه­پیمایی‌گونه­ها» برگزار می­شود که هر شرکت‌کننده­ای اندیشه، اعتقادات، انگیزه­ها و مرام خود را در قالب عروسک­هایی در ابعاد، رنگ­ها و شکل­های دلخواه معرفی می­کند. در آوریل 2002 راشل تصمیم گرفت گروهی را با لباس کبوتر در اعتراض نمادین به جنگ افغانستان، عراق و تمام جنگ­ها در این رژه شرکت دهد. برای هماهنگی نیز تماس­هایی گرفت، ایمیل­های فراوانی فرستاد، کارگاه­هایی به راه انداخت و چندین تابلو درست کرد.
هفت هفته اقامت او در رفح تأثیر شگرفی بر مردم این دیار برجای گذاشت. عده زیادی برای نمایش عمق اندوه خود در تشییع جنازه­اش شرکت کردند. کودکان رفح از او خاطرات خوشی به یاد دارند. تنقلاتی به آنان می­داد و گاهی نیز همبازی­شان می­شد.
رابطه­اش با پزشک فلسطینی، همسر و فرزندانش نزدیک و صمیمانه بود، و همیشه به او اصرار می­کردند نزدشان بماند.ما اقامت در خانه­هایی را در امتداد مرز با اسرائیل که بیش از دیگر نقاط در معرض خطر و تهدید بودند انتخاب می­کردیم. تا آن زمان، هفتصد خانه را در رفح توسط اسرائيلي‌ها تخریب شده بود.
سربازان اسرائیلی مرتباً با تانک در مرز گشت می­زنند و بسیاری اوقات بی­آنکه کسی به سویشان تیر یا سنگ انداخته باشد، بی­هدف به خانه­ها و خیابان­ها تیر­اندازی می­کنند. ما پارچه­نوشته­های عریض و بزرگ روی خانه­ها نصب می­کنیم. شاید که این کار آنها را از تیراندازی کور و اقدام به تخریب خانه­ها منصرف سازد. در صورت لزوم، از نورافکن، اسباب و لوازم شب تاب و براق و بلندگو برای اطلاع حضور خودمان به نیروهای اسرائیلی استفاده می­کنیم.
راشل برای روز بین­المللی اقدام در ماه مارس، تظاهراتی را در اعلام همبستگی با مردم عراق در رفح ترتیب داد که صدها بلکه هزاران فلسطینی با وجود هوای نامساعد، در آن شرکت کردند. «جنگ با عراق را متوقف کنید»، «جنگ با رفح را متوقف کنید» شعار پلاکاردهای او بود.
رفيق ما در مراقبت از غیرنظامیان فلسطینی به­ویژه کارکنان و کارگران چاه اصلی آب رفح، که اسرائیلی­ها تخریب کرده بودند، کم نمی­گذاشت. حتی در اوقاتی که تانکی در اطراف پرسه نمی­زد گاهی در کنار کارگران می­ماند و خود را سپر بلای آنان می­کرد تا مرمت چاه تمام شود.
از دولت و دولتمردان آمریکا دل کنده­ایم و چشم امید به اقدامی شایسته از آنها نداریم. استخوانهای راشل زیر شنی و بیل مکانیکی بولدوزر ساخت شرکت چندملیتی آمریکایی کاترپیلار خرد شد. از مجموعه کمک­های خارجی آمریکا به کشور­های دنیا یک چهارمش به اسرائیل و عمدتاً در قالب تجهیزات نظامی اعطا می­شود.
قاره آفریقا مسکن ده­ها میلیون انسان نیازمند و قحطی زده است. ولی کمک­هایی که به این مردم می­شود در قیاس با دریافت باج و خراج نجومی اسرائیل شش میلیونی از آمریکا همچون وزن پشه در برابر فیل است. به­جرأت ادعا می­کنیم مساعدت­های مالی آمریکا به اسرائیل به مراتب بیشتر از بودجه­ تخصیص­یافته به پنجاه ایالت آمریکاست. سربازان اسرائیلی با گلوله­های تفنگ­های ام-16 آمریکایی سینه فلسطینی­ها را می­شکافند، و با هلی­کوپتر­های آپاچی و جنگنده­های اف-16 آمریکایی موشکها و راکتها را برخانه­های فلسطینیان می­بارند.
سفارت آمریکا از نیت خصمانه سربازان اسرائیلی درباره ما مطلع بود. اما سکوت کرد. قطعاً این نوع واکنش­های منفعلانه در آینده نیز تکرار خواهد شد.
شاید دولت آمریکا اظهار تأسف کند. اما دفاع از اسرائیل برایش ارجحیت دارد.از طرفی، مسببان این حادثه غم­انگیز را گروهی جوان بی­مسئولیت و احساساتی معرفی خواهد کرد. مطمئن نیستیم تحقیقاتی در این باره در حال انجام باشد؛ نه کسی با ما تماس گرفته نه کسی از منطقه و محل وقوع جنایت دیدن کرده است.
در گرامیداشت مرگ راشل به رسم و سنت فلسطینی­ها عمل کردیم. آنها از عکس راشل پوستر درست کرده­اند و او را شهید می­گویند. ما هم در نقاطی که راشل رفت و آمد می­کرد پوسترهایش را نصب کرده ایم.
امیدواریم مرگ راشل توجه دنیا را به خشونت­های دد­منشانه اسرائیل جلب کند، زیرا چگونگی قتل او دلیلی محکمه­پسند است بر کشتن غیرنظامیان و افراد بی­سلاح به­دست اسرائیلی­ها.
فلسطینیان می­گفتند: «تو خارجی بودی، اکنون از مایی.»
  مجله سوره 27

راشل به همراه دوستانش در اعتراض به کشتار فلسطینیان

راشل به همراه دوستانش در اعتراض به کشتار فلسطینیان

راشل در حال جلوگیری از تخریب خانه فلسطینی ها

راشل در حال جلوگیری از تخریب خانه فلسطینی ها

بی توجهی بولدوزر اسرائیلی به راشل

  Ein Freiwilliger der 'Internationalen Solidaritätsbewegung' (ISM)
		  hält Rachel Corries US-Pass hoch. Der Aktivist daneben hat einen
		  Schock. Diese Szene spielte sich im Al-Najjar-Hospital in Rafah /
		  Okkupiertes Gaza ab. Rachel Corrie war von einem israelischen Bulldozerfahrer
		  getötet worden, als sie gegen den Abriß eines palästinensischen Hauses protestierte. (Mohammad Al-Moghair)

و ... شهادت مظلومانه راشل کوری

در زیر شنی سرد و سخت بولدوزرهای آمریکایی اهدایی به اسرائیل

پدر و مادر راشل کوری


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 23:29 توسط علی |

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
بارپروردگارا؛ درود فرست بر فاطمه و پدر بزرگوارش و همسر گرامي‌اش و فرزندان عزيزش [و آن رازي كه در وجود او به وديعه نهادي]، به تعداد آنچه دانش تو بر آن احاطه دارد
در اين صلوات شريف، مقصود از «رازي كه در وجود مقدس آن حضرت(س) به وديعه نهاده شده» حضرت حجت و امام موعود(ع) هستند. اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر
اما بعد :همانطور که در اسم وبلاگم آوردم من از منطقه زیبا و ییلاقی تنگه واشی هستم (روستای جلیزجند)وسخت وابسته به آن دیار ومردمان خوبش /اما در این بلاگ علاوه براینکه گاهی به این تنگه هم سری میزنم بیشتردوست دارم درباره خبرهای داغ ایران وجهان ومسائل فرهنگی و نیز دلنوشته هامو بنویسم .یا علی مدد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 22:56 توسط علی |